گفتند : ( 1 ) دل خود را با اين حرفها مشغول نساز و اظهار شادمانى مكن ، و بدان كه اين موضوع به آخر نخواهد رسيد .
در اين هنگام حضرت رضا عليه السلام دست خود را به طرف آسمان برداشت و فرمود :
خداوندا تو خود ميدانى كه با اكراه و عدم رضايت اين امر را پذيرفتم ، و اضطرار مرا وادار ساخت كه خود را در اين جريان وارد سازم ، خداوند مرا مؤاخذه مكن همانطور كه بنده و پيامبرت يوسف را مؤاخذه نكردى در آن هنگام كه او را والى مصر كردند .
( 2 ) 30 - ريان بن صلت گويد : هنگامى كه مامون خواست براى خود بعنوان خلافت ، و حضرت رضا عليه السلام بعنوان ولايت عهد ، و جهت فضل بن سهل بعنوان وزارت از مردم بيعت بگيرد ، دستور داد مردم وارد شوند و بيعت كنند .
مردم دسته دسته وارد شدند و بيعت كردند ، طرز بيعت چنين بود كه دست راست خود را تا انگشت در دست راست آنها ميگذاشتند .
در آخرين ساعت جوانى از اولاد انصار رسيد و دست راست خود را از انگشت كوچك تا بالاى ابهام در دست راست آنها قرار داد و به اين طريق بيعت كرد .
در اين هنگام حضرت رضا عليه السلام تبسم كرد و بمأمون فرمود : كسانى كه امروز با ما بيعت ميكردند از روى حقيقت و عقيده نبود ، جز اين جوان انصارى كه از روى ايمان با ما بيعت نمود .
مامون گفت : جريان از چه قرار است و فسخ و عقد بيعت چيست .
امام رضا عليه السلام فرمود : عقد بيعت از آخر انگشت كوچك است تا ابهام
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 155
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٥٥