تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
و فسخ بيعت از ابهام تا انگشت كوچك است . ( 1 ) مامون دستور داد مردم بار ديگر حاضر شوند و همانطور كه حضرت رضا عليه السلام فرمودند بيعت كنند . مردم گفتند : چگونه كسى سزاوار امامت مىباشد كه از عقد بيعت اطلاع ندارد ، البته كسى كه ميداند بهتر است از كسى كه نميداند . ( 2 ) 31 - على بن عيسى اربلى گويد : در سال 670 يكى از كارگذاران مشهد مقدس حضرت رضا عليه السلام نزد ما آمد ، و عهدنامه مامون را كه با خط خود نوشته بود و در آن خط حضرت رضا عليه السلام نيز ديده ميشد با خود آورده بود . من جاى قلم آن جناب را بوسيدم و در كلمات مباركات حضرت رضا غور كردم و اين را يكى از موفقيت‌هاى خود دانستم ، و آن عهدنامه را تا آخر نقل نمودم و آن اينست : « بنام خداوند بخشندهء مهربان ، اين نامه‌ايست كه عبد اللَّه بن هارون الرشيد أمير المؤمنين براى وليعهد خود على بن موسى بن جعفر نوشته است . اما بعد خداوند عز و جل اسلام را دين خود اختيار كرد ، و از ميان بندگان خود پيامبرانى انتخاب نمود ، اين پيامبران مردم را به طرف خداوند راهنمائى كرده و ارشاد فرمودند ، نخستين آنها به آخرين فرد مژده داد و آخرين پيامبران نخستين آنان را تصديق كرد . اين بعثت پيامبران هم چنان ادامه داشت تا آنگاه كه نوبت پيامبرى به حضرت رسول صلى اللَّه عليه و آله رسيد . حضرت رسول در هنگامى كه علم و دانش كهنه شده و ارتباط وحى قطع گرديده و آمد و شد پيامبران و سفيران پروردگار قطع شده و قيامت نزديك گرديده بود ، به پيامبرى برگزيده شد ، خداوند ، متعال او را شاهد پيامبران و سرور آنان