رضا آنجا را ترك كرديم .
( 1 ) چند روز از اين قضيه گذشت و ما در يكى از منازل فرود آمده بوديم ، نامهاى از حسن بن سهل برادر فضل رسيد و او در نامهاش تذكر داده بود كه در علم نجوم يافتم كه تو روز چهارشنبه يكى از ماهها به حرارت آهن و آتش مبتلا خواهى شد .
اكنون صلاح ميدانم كه تو و امير المؤمنين مامون و على بن موسى الرضا وارد حمام شويد و حجامت كنيد و خونها را به بدن خود بپاشيد تا از نحوست در امان باشيد .
فضل بن سهل اين موضوع را براى مامون نوشت و گفت : با هم داخل حمام شوند ، و از حضرت رضا عليه السلام نيز همين مطلب را خواست .
مامون اين موضوع را از حضرت رضا عليه السلام پرسيد .
امام در جواب او نوشت : شما فردا وارد حمام نشويد ، من هم به حمام نخواهم رفت ، و فضل هم حمام نروند .
مامون بار ديگر نامه را براى آن جناب فرستاد ، و حضرت سخنان خود را تكرار كرد و فرمود : من امشب جدم رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله را در خواب ديدم فرمودند : شما و فضل و مامون وارد حمام نگرديد .
مامون در جواب نوشت شما و جدت رسول خدا درست ميگوئيد من وارد حمام نميشوم و فضل هم خود ميداند .
ياسر گويد : چون شب فرا رسيد و آفتاب از نظرها ناپديد گرديد ، حضرت رضا فرمودند : از شر و فسادى كه امشب پديد خواهد آمد به خداوند پناه بريد ، و ما همواره ناراحت بوديم و منتظر حادثه بوديم .
هنگامى كه صبح شد و امام رضا نماز خود را خواندند فرمودند از حوادثيكه
اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 136
مساهمون: عزيز الله عطاردى
ص١٣٦