تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخبار و آثار حضرت امام رضا ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
( 1 ) فضل بن سهل در اين مورد عهدنامه را تهيه كرد و آن را به امضاى علماء و رجال مملكت رسانيد ، و به نزد مامون آورد و براى او خواند . مامون مضمون نامه را تصديق كرد و با خط آن را امضاء نمود ، و اموال زيادى به او بخشيد ، و بر قدرت و ثروت او افزود . فضل گفت : دوست دارم وليعهد تو هم اين عهدنامه را امضاء كند و مضمون آن را تصديق نمايد . مامون گفت : تو خود ميدانى كه ابو الحسن با ما شرط كرده بود كه در اين گونه امور دخالت نكند ، و چيزى را كه دوست ندارد از وى نپرسيم ، اينك تو خود از وى اين موضوع را طلب كن ، و او از درخواست تو ابا و امتناعى نخواهد داشت . فضل درب منزل حضرت رضا عليه السلام آمد و اذن دخول خواست . ياسر گويد : حضرت اجازه دادند فضل وارد شود و به ما فرمودند : شما برويد ، سپس وى وارد اتاق شد . حضرت فرمود : اى فضل چه ميخواهى ، گفت : اى سيد من اين امان نامه‌ايست كه مأمون براى من نوشته و اميدوارم كه شما هم مانند اين را به من بدهى زيرا تو نيز وليعهد مسلمانان هستى . امام رضا عليه السلام فرمود : آن را بخوان ، فضل نامه را در يك جلد بزرگ گذاشته بود ، وى سر پا ايستاد و نامه را خواند ، هنگامى كه از قرائت آن فارغ شد . امام عليه السلام فرمود : ما اين عهدنامه را قبول ميكنيم مادامى كه از خداوند بترسى . ياسر خادم گويد : با اين كلمه گفته‌هاى او را نقض كرد ، در اين هنگام فضل از نزد آن حضرت بيرون شد و مامون هم از مجلس بيرون رفت و ما هم به اتفاق امام