پيوسته نماز را دو ركعتى بجا مىآورد . « 1 »
چگونه تغيير و تبديل شريعت بر عثمان روا بود ؟ در تفسير ثعلبى در باره گفتار خداوند « همانا اين دو تن جادوگرانى هستند . » « 2 »
آورده است كه عثمان گفت : « در كتاب خدا خطايى است و عرب به زودى آن را اصلاح خواهد كرد . » به او گفتند : چرا خود آن را اصلاح نمىكنى ؟ پاسخ داد : « مهم نيست ، حرامى را حلال و حلالى را حرام نمىكند . »
در صحيح مسلم آمده است كه مردى عثمان را ستود مقداد كه مردى درشت اندام بود به زانو درآمد و سنگريزه بر چهره او افكند . عثمان گفت : چه مىكنى ؟ پاسخ داد : « پيامبر فرمود : چون ستايشگران را ديديد خاك بر چهرهشان بريزيد . » « 3 » با آنكه مقداد مردى عظيم الشان ، بلند مرتبه و داراى انديشه و راى نيكو بود . پيامبر در بارهء او فرمود : « پارهاى از من است . » « 4 » اين واقعه نشانگر فرومايگى عثمان نزد اصحاب پيامبر بود كه او را سزاوار ستايش نمىدانستند و گر نه اصحاب يك ديگر را بدون اشكال و اعتراض مىستودند .
13 . عثمان به پيامبر جسارت كرد . حميدى در تفسير سخن خداوند : « شما را نرسد كه پيامبر خدا را بيازاريد و نه آنكه زنهايش را پس از وى هرگز به زنى گيريد . » « 5 » روايت كرده كه سدى گفت : هنگامى كه ابو سلمه و خنيس بن حذافه از جهان رفتند و پيامبر همسران ايشان ام سلمه و حفصه را به زنى گرفت ، طلحه و عثمان گفتند : « آيا محمّد
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 265 ، باب صلاة المسافر و قصرها .
( 2 ) . طه : 63 .
( 3 ) . صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 355 ، كتاب الزهد باب النهى عن المدح اذا كان فيه افراط .
( 4 ) . او فضايل ديگرى نيز دارد ، بنگريد به طبقات ابن سعد ، ج 3 ، ص 161 ، طبع بيروت و الاصابه ، ج 3 ، ص 454 .
( 5 ) . احزاب : 53 .