تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 311

مساهمون:

ص٣١١
كه امير المؤمنين براى كشتن در طلب او بود بلكه شايد مىخواست از مقام او بكاهد . سيد مرتضى پاسخ گفته كه امام نمىتواند در اين موضع عفو كند . هرمزان خونخواهانى از فارس داشت كه از بيم عثمان پيش نيامدند . واجب بود كه عثمان آنها را از خويش ايمن كند تا پيش آيند و خون او را بخواهند . وانگهى اگر هرمزان ولى دم نداشت ، باز هم عثمان نمىتوانست قاتل او را ببخشد . اولا از آن جهت كه قتل در زمان عمر انجام شد و عمر خود فرمان داد كه اگر هرمزان دليل و بينه‌اى در تحريك ابو لولو به دست هرمزان و جفينه ، ارائه نداد ، او را بكشند و اين وصيت عمر به اهل شورا بود . پس از مرگ عمر مسلمانان بر اساس وصيت او از عثمان تقاضاى قتل عبيد اللَّه را كردند . عثمان دفع الوقت كرد و عبيد اللَّه را به كوفه فرستاد و سرا و زمينش داد . مسلمانان زبان اعتراض بر او گشودند و سخن در عيبجويى او فراوان شد . ثانيا : اعدام عبيد اللَّه حق همه مسلمين بود و امام نمىتوانست عفو كند . امير المؤمنين نيز فقط براى كشتن عبيد اللَّه در پى او بود ، زيرا روزى عبيد اللَّه بر او گذشت و امير المؤمنين فرمود : « به خدا سوگند اگر روزى بر تو دست يابم گردنت را خواهم زد . » عبيد اللَّه نيز به همين جهت همراه با معاويه عليه على عليه السّلام جنگيد . « 1 » 11 . اصحاب پيامبر از عثمان بيزارى جستند . آنها پس از كشته شدن عثمان تا سه روز او را دفن نكردند و در برابر مهاجمانى كه از شهرها براى كشتن عثمان آمده بودند از او دفاع نكردند بلكه وى را تسليم نمودند . آنها از محاصره ، قطع آب و كشتن عثمان پيشگيرى نكردند با آنكه بر همه اين امور توانا بودند . واقدى روايت مىكند كه اهل مدينه از نماز گزاردن بر او منع كردند تا شبانگاه جنازه را برداشتند و در تشيع او جز مروان و سه تن از بردگانش كسى حاضر نشد
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 242 ، تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 273 ، الاصابه ، ج 1 ، ص 619 ، طبقات ابن سعد ، ج 5 ، ص 8 و 10 ( طبع ليدن ) ، تاريخ اليعقوبى ، ج 12 ، ص 153 ، تاريخ الطبرى ، ج 5 ، ص 41 .