تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 310

مساهمون:

ص٣١٠
او را به ربذه تبعيد كرد . واقدى روايت كرده كه ابو الاسود دئلى گفت : « من مىخواستم ابو ذر را ببينم و سبب خروج او از مدينه را بپرسم . به ربذه رفتم و از ابو ذر پرسيدم آيا به ميل خود از مدينه بيرون آمدى يا اخراج شدى ؟ » پاسخ گفت : من در مرزى از مرزهاى اسلام بودم و از مسلمين دفاع مىكردم . از آنجا به مدينه اخراج شدم . گفتم يارانم و سرزمينى كه به آن هجرت كردم ، پس به اينجا تبعيد شدم . سپس گفت : شبى در مسجد خفته بودم ، پيامبر بر من گذشت و با پاى خود به من ضربه‌اى زد و فرمود : نبايد در مسجد بخوابى . گفتم : فداى تو باد ، خواب بر چشمانم چيره شد . پيامبر فرمود : هنگامى كه تو را از مسجد اخراج كنند چه خواهى كرد ؟ گفتم : در آن صورت به شام مىروم كه سرزمينى مقدس از بلاد اسلامى و ميدان نبرد است . فرمود : و آنگاه كه از شام بيرونت كنند ؟ گفتم به مسجد بازمىگردم . - پس از اخراج از آنجا ؟ - شمشير برمىگيرم و مىجنگم . رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله فرمود : « به راهى بهتر از آن رهبريت كنم . هر كجا فرستاده شدى برو و از آنان بشنو و فرمان بر . » من نيز شنيدم و فرمان بردم ولى به خدا سوگند كه پروردگار عثمان را خواهد كشت و او در حق من گناهكار است . « 1 » با اين روايات گفته قاضى القضات چگونه معتبر است ؟ 10 . عبيد اللَّه بن عمر الخطاب ، هرمزان مسلمان را كشت و عثمان حد واجب او را فرو گذاشت در حالى كه امير المؤمنين او را براى اجراى حد طلب مىكرد . قاضى گفته است كه امام مىتواند چنين شخصى را ببخشد و ثابت نشده است
هامش
الغابه ، ج 1 ، ص 301 ، تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 258 ، التاج الجامع للاصول ، ج 3 ، ص 404 نويسنده گفته است كه ترمذى حديث را به سند حسن روايت كرده است . ( 1 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 1 ، ص 240 و مسند احمد ، ج 5 ، ص 156 .
نهج الحق و كشف الصدق ( فارسي ) — صفحة 310 | العلامة الحلي / عليرضا كهنسال