على » و به پيامبر عرض كرد : اى پيامبر خدا فرشتگان از ايثار على نسبت به تو به شگفت آمدند . پيامبر فرمود : چرا چنين نباشد كه او از من است و من از اويم . پايدارى على برخى از جنگجويان مسلمان را به ميدان باز گرداند و عثمان پس از سه روز بازگشت . پيامبر به او گفت : تا كجا گريختى ! « 1 » در جنگ خندق ، مشركان مدينه را محاصره كردند همان گونه كه خدا فرموده است : « آنگاه كه از سمت بالا و سمت پايين بر شما تاختند . » « 2 » مشركان هماورد خواستند و جز على كسى به ميدان نرفت و عمرو بن عبد ود بدست او كشته شد .
ربيعه السعد مىگويد : نزد حذيفه بن اليمان رفتم و گفتم : اى ابا عبد اللَّه ما در باره على و مقامات و فضايل او سخن مىگوييم . اهل بصره مىگويند : شما در باره على گزاف مىگوييد . آيا در اين باب سخنى مىآورى ؟ حذيفه پاسخ داد : « سوگند به آنكه جانم در دست اوست ، اگر همه اعمال امت محمّد از روز بعثت تا قيامت را در يك كفه ترازو جاى دهند و عمل على را در كفه ديگر ، اعمال على بر كردار ايشان سنگينى خواهد كرد » ربيعه گفت : اين باور نكردنى است . حذيفه گفت : « اى فرومايه ! چگونه باور نكردنى است ؟ ابو بكر و عمر و حذيفه و همه ياران پيامبر در هنگامى كه عمرو بن عبد ودّ مبارز مىخواست كجا بودند ؟ همه از نبرد با او سر پيچيدند جز على . او بود كه با عمرو جنگيد و او را كشت . سوگند به آنكه زندگيم در كف اوست ، عمل آن روز على از اعمال همه ياران پيامبر و امت او تا قيامت ، فزونتر است . » « 3 »
در نبرد احزاب جمعى از مشركان به دست على كشته شدند « 4 » و در جنگ
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى ، ج 2 ، ص 197 ، شرح نهج البلاغه ، ج 3 ، ص 380 و 397 ، ينابيع المودة ، ص 64 ، ابن المغازلى در المناقب .
( 2 ) . احزاب : 10 .
( 3 ) . شرح نهج البلاغه ج 4 ص 344 ، ينابيع المودة ، ص 95 و 137 ، المواقف ايجى ، طبع اسلامبول ، ص 617 .
( 4 ) . تاريخ اليعقوبى ، ج 2 ، ص 41 ، تاريخ الخميس ، ج 1 ، ص 487 .