هر كسى به شاخى از آن درخت چنگ زند خدايش به بهشت آورد . » « 1 »
همچنين در آن كتاب از ابو سعيد خدرى نقل شده است كه پيامبر فرمود : « من دو ميراث براى شما باقى مىگذارم كه اگر به آنها دست يازيد گمراه نشويد ؛ آن دو ميراث گرانسنگ ، يكى از ديگرى برتر است : كتاب خدا و اهل بيت و خاندانم . اين دو از هم جدا نمىگردند تا بر حوض وارد شوند . »
احمد همين روايت را با طريقههاى ديگر بيان نموده است .
در دو موضع صحيح مسلم از زيد بن ارقم روايت شده است كه فرستاده خدا در كنار آبى ميان مكه و مدينه كه « خم » ناميده مىشد خطبه خواند و پس از اندرز فرمود :
« اى مردم من انسانى هستم كه بدون ترديد فرشته مرگ و فرستاده خدايم را ديدار خواهم كرد اما در ميان شما دو ميراث گرانقدر بر جاى مىنهم ، نخستين آنها كتاب حق است كه در آن هدايت و نور است ، به آن دست يازيد و چنگ زنيد ، در آن بينديشيد و به آن اهتمام ورزيد . سپس فرمود : و اهل بيت و خاندان من ، اهل بيتم را به شما خاطر نشان مىكنم ، در رفتار با آنها خداوند را به ياد آوريد در رفتار با آنها خداوند را به ياد آوريد در رفتار با آنها خداوند را به ياد آوريد . » « 2 »
هامش
( 1 ) . از جمله راويان حديث : محب الدين ( ذخائر العقبى ، ص 16 ) او گفته است : ابو سعيد ( شرف النبوة ) و قندوزى ( ينابيع المودة ) ص 245 روايت را بيان كردهاند ، حسكانى ( شواهد التنزيل ، ج 1 ، ص 291 ) ، مغازلى ( المناقب ) حاكم ( المستدرك ج 3 ، ص 160 ) ، المناوى ( كنوز الحقائق ، ص 155 ) و ديگر بزرگان .
( 2 ) . مسند احمد ، ج 5 ، ص 181 ، ج 4 ، ص 366 و صحيح مسلم ، كتاب الفضائل ، ج 4 ، ص 110 ، نيازى به تحقيق در سند « حديث ثقلين » نيست زيرا در تواتر آن ترديدى وجود ندارد . مناوى در فيض القدير ( ج 3 ، ص 14 ) مىگويد : « سمهودى بر آن است كه حديث در محضر افزون از بيست تن صحابى پيامبر بيان شده است . و ابن حجر در الصواعق ( ص 163 ) : « حديث داراى طريقههاى بسيار است و بيست تن و اندى از صحابه آن را باز گفتهاند . در برخى از طريقهها ، پيامبر آن را در عرفه حجة الوداع فرموده و در برخى ديگر ، زمان و مكان آن ، بيمارى مرگ و مدينه بوده و حجره پيامبر آكنده از يارانش . پارهاى از طريقهها نيز صدور حديث از پيامبر را در غدير خم يا هنگام بازگشت از طائف مىدانند ، به هر روى اختلاف زمانها و مكانها