21 .
در مسند احمد بن حنبل آمده است كه ابو بكر و عمر به خواستگارى فاطمه آمدند و پيامبر فرمود : « او كودك است ، اما على عليه السّلام خواستگارى كرد و پيامبر با پيوند ايشان موافقت نمود . » « 1 »
22 .
در جمع ميان صحيحين آمده است كه پيامبر بر دخترش فاطمه وارد گشت و سر و گردن او را بوسيد و پرسيد : « پسر عمويت كجاست ؟ فاطمه پاسخ داد : در مسجد .
پيامبر به مسجد رفت و على عليه السّلام را خفته ديد در حالى كه رداى او از پشتش افتاده بود و خاك بر اندامش نشسته بود . پيامبر خاك را از پشت او زدود و دو بار گفت : « اى ابو تراب برخيز . » « 2 »
23 .
جمهور از برخى طريقهها روايت كردهاند كه پيامبر شانه خود را زير پاى على عليه السّلام نهاد تا او بتان را از فراز كعبه فرو افكند و درهم شكست . « 3 » و نيز گذر از صراط جز براى كسى كه نامهء ولايت على را در دست دارد ممكن نيست . « 4 »
همچنين روايت است كه خورشيد پس از غروب ، براى على عليه السّلام بازگشت و اين رخداد هنگامى بود كه پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله سر بر دامن او خفته بود و دعا كرد كه خورشيد
هامش
لاهور از طريق ديلمى ، ينابيع المودة ، ص 251 و 257 ، بحر المناقب ابن حسنويه جمال الدين ، ص 26 ، المناقب اخطب خوارزم .
( 1 ) . روايت از احمد و ديگران در الصواعق ، ص 84 و 85 آمده ، الرياض النضرة ، ج 2 ، ص 183 ؛ ذخاير العقبى ، ص 27 ، سيره زينى دحلان در حاشيه الحلبيه ، ج 2 ، ص 8 .
( 2 ) . صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 110 ، صحيح البخارى ، ج 5 ، ص 23 ، التاج الجامع للاصول ، ج 3 ، ص 332 ، ذخاير العقبى ، ص 56 .
( 3 ) . خصائص النسايى ، ص 31 ، مسند احمد ، ج 1 ، ص 84 و 151 ، كنز العمال ، ج 6 ، ص 407 ، از برخى حافظان حديث ، مستدرك الحاكم ، ج 2 ، ص 366 ، ج 3 ، ص 5 ، تاريخ بغداد ، ج 13 ، ص 302 .
( 4 ) . روايت را ابن مغازلى در المناقب به تفصيل آورده است ( ص 242 ) ، حموينى در الفرائد ، ميزان الاعتدال ج 1 ص 28 ، ينابيع المودة ، ص 111 ، لسان الميزان ، ج 1 ، ص 44 و 51 و 75 ، كنوز الحقائق ، ص 51 طبع بولاق ، تاريخ بغداد ، ج 10 ، ص 356 .