19 .
در مسند احمد بن حنبل و صحيح مسلم آمده است : « هيچ يك از ياران پيامبر نگفت « از من بپرسيد » جز على بن ابى طالب . « 1 » و پيامبر فرمود : من شهر دانش هستم و على در آن شهر است . » « 2 »
20 . حديث ايذاء
: در مسند احمد از برخى طريقهها روايت شده كه پيامبر فرمود : « هر كه على را بيازارد مرا آزرده است . « 3 » اى مردم ، هر كه به على آزار رساند در قيامت يهودى يا نصرانى برانگيخته مىگردد . » « 4 »
هامش
و ريش آن مرد را به چنگ گرفت و گفت : واى بر تو ، مىدانى او كيست ؟ مولاى تو و مولاى هر مؤمن است و هر كس جز او مولايى داشته باشد مؤمن نيست . » اعتراف عمر براستى اثباتكننده فضيلت امير مؤمنان است كه گفتهاند : « فضل آن است كه دشمن بدان گواهى دهد . »
( 1 ) . حديث از مسند روايت شده و : ينابيع المودة ، ص 286 ، الرياض النضره ، ج 2 ، ص 198 ، ذخاير العقبى ، ص 83 ، اسد الغابه ، ج 4 ، ص 22 ، تاريخ الخلفاء سيوطى ، ص 171 ، الصواعق المحرقه ، ص 76 ، الاصابه ، ج 2 ، ص 509 ، در حاشيهء آن الاستيعاب ، ج 3 ، ص 40 .
( 2 ) . روايت در مستدرك ، ج 3 ، ص 124 آمده و نويسنده دعوى كرده كه حديث صحيح الاسناد است . ذهبى نيز در تلخيص خود در همان صفحه با اعتراف به صحت حديث آن را ذكر كرده ؛ كنوز الحقائق ص ، 43 ، اسد الغابه ، ج 4 ص 22 ، كنز العمال ، ج 6 ، ص 152 و 401 ، الصواعق المحرقه ، ص 73 ، ذخاير العقبى ، ص 77 ، تهذيب التهذيب ، ج 6 ، ص 220 ، لسان الميزان ، ج 1 ، ص 432 ، اسعاف الراغبين در حاشيهء نور الابصار ، ص 156 . علّامه سيد شرف الدين در « نص و اجتهاد » گفته است : امام احمد مغربى تنها در تصحيح اين حديث كتابى به نام « فتح الملك العلى بصحة حديث انا مدينه العلم و على . . . » اين كتاب در سال 1354 در انتشارات اسلامى مصر به چاپ رسيده است .
( 3 ) . مسند احمد ، ج 3 ، ص 483 ، ذخاير العقبى ، ص 65 ، سيره زينى دحلان در حاشيه السيره الحلبيه ، ج 3 ، ص 332 ، الصواعق المحرقه ، ص 73 .
( 4 ) . حديث را ابن المغازلى در المناقب ، ص 50 به دو سند آورده است ، نيز دهلوى در « تجهيز الجيش » خطى ، ص 136 و گفته است : كه احمد روايت را به طريقههاى بسيار بيان كرده ، تعليقه احقاق الحق ، ج 6 ، ص 90 ، ميزان الاعتدال ، ج 3 ، ص 151 ، لسان الميزان ، ج 3 ، ص 90 و ج 4 ، ص 251 ، ارجح المطالب ، ص 119 طبع