است و « جانهاى ما » اشاره به على عليه السّلام ؛ پس خداوند او را جان محمّد صلّى اللَّه عليه و آله قرار داد .
مراد از اين مطلب ، برابرى است پس آنكه با اولى به تصرف ، برابر است ، خود اولى به تصرف است . اين آيه نيرومندترين دليل بر بلندى مقام سرور ما امير مؤمنان عليه السّلام است زيرا خداوند متعال در باره او به مساوات با جان پيامبر حكم نموده و او را براى يارى رساندن در دعا به پيامبر معين كرده است . چه فضيلتى برتر از اين كه خداوند به پيامبر خويش فرمان دهد كه در نيايش از على يارى بجويد و به او توسل كند ؟ چه كسى چنين مرتبه و جايگاهى بدست آورده است ؟
7 .
« آدم از پروردگارش كلمهاى چند فرا گرفت . » « 1 »
جمهور از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : « از پيامبر پرسيدند : آن كلمات چه بود ؟
فرمود : آدم خداوند را به حق محمّد ، على ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السّلام سوگند داد كه از او درگذرد و خداوند چنين كرد . « 2 »
8 .
« من تو را پيشواى مردم گردانيدم . گفت : فرزندانم را هم ؟ » « 3 » جمهور از ابن عباس روايت كردهاند كه گفت : « پيامبر خدا فرمود : دعوت به من و على پايان يافت . ما هرگز بر بتان سجده نكرديم و پروردگار مرا به پيامبرى و على را به
هامش
مشترك است - نبود بلكه حضرتش مردم را به ميزان ارتباط آنها با تعليمات نبوت و رسالت دوست مىداشت ، همان گونه كه امام سجاد عليه السّلام در صلوات و درود بر پيامبر ( دعاى دوم صحيفه سجاديه ) مىفرمايد : ( پيامبر ) در زنده ساختن دين تو رشته خويشاوندى را بريد ، نزديكان را به سبب سرپيچى از حق و بيگانگان را به جهت پذيرش دين ، راند و به نزديك فرا خواند . »
( 1 ) . بقره : 37 .
( 2 ) . تفسير « اللوامع » ( ج 1 ، ص 215 ، طبع لاهور ) از عمر بن خطاب و ديگران ، « الدر المنثور » ( ج 1 ، ص 60 ) ، « ينابيع المودة » ص 97 ، « مناقب ابن مغازلى » ( ص 63 ) ، « معارج النبوة » معين كاشفى ( طبع هند ص 9 )
( 3 ) . بقره : 124 .