چگونه پروردگار كافران را توبيخ مىكند ؟ خداوند مىفرمايد : « هيچ چيز از ايمان آوردن و آمرزش خواستن باز نداشت . » « 1 » اين آيه ، انكار به لفظ استفهام است و بديهى مىنمايد كه هر گاه شخصى از ما ديگرى را در خانهاى زندانى كند و مانع خروج او شود ، سپس از او مؤاخذه كند كه چرا براى انجام كارهاى من اقدامى نكردى ؟ اين عمل قبيح و ناپسند است . اگر سخن اشعريان صواب باشد گفتارهاى خداوند مانند همين مثال خواهد بود .
« چه زيان داردشان اگر به خداوند روز قيامت ايمان آورند ؟ » « 2 » ، « چه چيزى مانع سجده تو شد . » « 3 » ، « هنگامى كه ديدى گمراه مىشوند چرا از پى من نيامدى ؟ » « 4 » ، « چه شده است كه از اين پند اعراض مىكنند ؟ » « 5 » ، « چه مىشودشان كه ايمان نمىآورند ؟ » « 6 » ، « خدايت عفو كند چرا به آنان اذن دادى ؟ » « 7 » و « چرا چيزى را كه خداوند بر تو حلال كرده بر خود
هامش
آن شدهاند كه خداوند خالق و صاحب هر چيز است و هيچ آفرينندهاى جز به قدرت و مشيت او نيست ، آنچه بخواهد واقع مىشود و آنچه اراده نكند وجود نمىيابد . هر چه در وجود است به مشيت و قدرت اوست ، خواه اعمال بندگان باشد يا غير آن .
شهرستانى در الملل و النحل ، ج 1 ، ص 96 گفته است : رأى اشعرى آن است كه اراده خداوند واحد ، قديم و ازلى است و هر مرادى را در بر مىگيرد ، خواه افعال ويژه الهى باشد و خواه كارهاى ديگران ؛ يعنى همه افعال و اعمال مخلوق اراده او هستند و خداوند خير و شر و نفع و ضرر آنها را اراده كرده است ، همان گونه كه نسبت به همه آنها علم دارد . اراده او نسبت به بندگان تابع علم اوست و قلم ( تقدير ) را در همان مجرى به گردش در آورده و به قلم امر نموده كه ( سرنوشت ) را لوح محفوظ ثبت كند .
( 1 ) . كهف : 55 .
( 2 ) . نساء : 39 .
( 3 ) . ص : 75 .
( 4 ) . طه : 92 .
( 5 ) . مدثر : 49 .
( 6 ) . انشقاق : 20 .
( 7 ) . توبه : 43 .