افعال خداوند غايتمند است
اماميه برآنند كه افعال بارى ، جملگى داراى حكمتها و مصالحى هستند كه به بندگان باز مىگردد و به ايشان سود مىرساند . « 1 » اشاعره « 2 » مىپندارند جايز نيست خداوند عملى را به غرضى انجام دهد يا مصلحت بندگان و غايتى را در نظر آرد . از اين انديشه محالاتى لازم مىآيد :
الف ) پروردگار در اعمال خود بازيگر و گزافكار باشد زيرا گزافكار كسى است كه در افعال او غرض و حكمتى نيست و كارهايش ديوانهوار است ؛ خداوند مىفرمايد :
« ما اين آسمان و زمين و آنچه را ميان آن دو است به بازيچه نيافريدهايم . » « 3 »
و « پروردگار ما اين جهان را به بيهوده نيافريدى . » « 4 » عملى كه در آن هدفى براى فاعل نباشد بازيچه و عبث است ، دور باد پروردگار از اين نسبت .
ب ) خداوند نسبت به بندگان خود ، نيكوكار ، بخشنده نعمت ، كريم و جواد نخواهد بود .
همه اين موارد با نصوص كتاب خدا و روايات متواتر و اجماع همه مردم ( مسلمان يا غير مسلمان ) متناقض است . زيرا همه مردم در اتصاف حق به اين صفات ، اتفاق نظر دارند و اين صفتها را حقيقتا بر خدا صادق مىدانند نه مجازا . اما نفى صفات از آن رو لازم مىآيد كه ، احسان هنگامى احسان است كه محسن آن را با قصد رسانيدن فايده و خير به شخص مورد احسان ، عطا كند و كسى را كه چنين قصدى ندارد به صرف عمل ، محسن نمىگويند چنان كه به پرورش دهنده دام ، احسانكننده نمىگويند
هامش
( 1 ) . به رأى متكلمان شيعى و معتزلى ، غايت افعال حق رسانيدن سود به خلق است امّا فيلسوفانى كه به هدف در فعل حق باور دارند ، منكر غايت خارجى براى خداوند هستند و غايت افعال خدا را ذات او مىدانند . ( م )
( 2 ) . فضل بيان داشته كه اشاعره افعال خدا را غايتمند و داراى غرضى نمىدانند او گفته است : روا نيست كه افعال بارى را به غرض و علت غايى ، تبيين كنيم . ( نيز بنگريد به التفسير الكبير ، ج 17 ، ص 11 و كتابهاى ديگر ) .
( 3 ) . انبياء : 16 ، دخان : 38 .
( 4 ) . آل عمران : 191 .