تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
رو ، دار الضيافه نيز ناميده شد . در آنجا سرقتى كه از يك مهمان صورت گرفت و عبد الرحمن شكايت نزد پيغمبر ( ص ) برد . حضرت در ساختمان آن خانه شخصا شركت كرده بود . « 1 » از واقدى نقل كرده‌اند كه خانه رملة بنت الحارث از قبيله نجار ، محلّ فرود آمدن وفود بوده است ؛ چنان كه ثوبان غلام پيغمبر ، حبيب بن عمرو را با شش تن ديگر از وفد قبيله سلمان در شوال سال دهم هجرى آنجا منزل داد . ابن اسحاق گويد : اسراى بنو قريظه هم به طور موقت در همين خانه محبوس بودند ( سال پنجم هجرى ) . ( 1 ) ابن فتحون گويد : عيينة بن حصن و دوستانش در همان خانه منزل داده شدند . طبرى گويد : وفد بنى كلاب كه سيزده تن بودند ، در همان خانه منزل داده شدند . در الاصابه ، در احوال حارث بن عوف مزنى ، رئيس وفد بنى مره آورده است كه در بازگشت پيغمبر ( ص ) از تبوك ، با دوازده تن ديگر در همان خانه فرود آمدند . در طبقات ابن سعد گويد : وفد بنو حنيفه در خانه رملة بنت الحارث فرود آمدند و صبح و عصر براى آنها نان و شير يا نان و روغن آورده مىشد . در المواهب آمده است كه مسيلمهء كذاب جزء همين گروه بود . در بعضى كتابها ، نام پدر صاحب خانه « الحدت » ذكر شده ، و در الاصابه به دو صورت « الحدت » و « الحارث » آمده است . به هر حال ، در دوره عمر ميهمان خانه‌هايى برپا شد و براى واردشوندگان به آن خرما ، آرد ، حلوا و ما يحتاج مقرر بود و اشخاص از راه مانده در آنجا استراحت مىكردند ؛ چنان كه بين راه مكه و مدينه و در راه حجاز به شام ، كمكهايى براى درماندگان قرار داده مىشد . ( 2 ) پس از بازگشت پيغمبر ( ص ) از تبوك در ماه رمضان ، در همان ماه وفد ثقيف وارد شد و چنان كه نقل كرده‌اند ، براى آنها در قسمتى از مسجد قبه‌اى برپا گرديد و خالد بن سعيد بين آنان و پيغمبر ( ص ) رفت و آمد مىكرد . از علقمة بن سفيان كه جزء همين وفد بوده نقل است كه بلال براى ما از طرف پيغمبر ( ص ) افطارى مىآورد . زرقانى در شرح المواهب نوشته از اين جهت براى آنها در مسجد قبه زدند كه قرآن خواندن و نمازگزاردن مسلمانان را ببينند . در سنن ابى داود از اوس بن حذيفه روايت شده كه با وفد ثقيف نزد پيغمبر ( ص ) آمديم و هم‌پيمانان ما بر مغيرة بن شعبه فرود آمدند ، و پيغمبر ( ص ) بنى مالك را در قبه‌اى فرود آورد و هر شب نزد ما مىآمد . در طبقات ابن سعد اين نكته را هم اضافه دارد كه پيغمبر ( ص ) با آنها صحبت مىكرد و از اينكه قريش با آن حضرت جنگ راه انداختند ، شكوه مىنمود و آن قدر سرپا مىايستاد كه خسته مىشد و پا به پا مىكرد .
هامش
( 1 ) . سمهودى ، وفاء الوفاء ، ج 1 ، ص 555 ؛ خلاصة الوفاء ، 187 .