تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نظام الحكومة النبوة المسمى التراتيب الادارية ( نظام ادارى مسلمانان در صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
الاغانى و ادفوى در الامتاع قصهء آن را آورده‌اند . ( 1 ) در شرح الشواهد الكبرى محمود عينى آمده است كه زبرقان نزد عمر شكايت آورد كه حطيئة در هجو من گفته است : « و اقعد فإنك انت الطاعم الكاسى » . عمر گفت : اين بدگويى نيست . زبرقان گفت : از حسان بن ثابت بپرس . حسان تأييد نمود كه اين هجو است . پس عمر حطيئة را محبوس كرد و حطيئه چنين سرود :
چه پاسخى مىدهى به جوجگان نو كرك بازمانده * در ذو مرخ بىآب و بىدرخت
كه روزى دهندهء آنان را در سياه‌چال افكنده‌اى ؟ * پس مرا ببخش اى عمر ، كه درود خدا بر تو باد
تو همان اميرى كه بعد از رفيقش [ ابو بكر ] * افراد بشر كليدهاى خود را تحويل تو داده‌اند
و هنگامى كه تو را پيش انداختند ، امتيازى به تو ندادند * بلكه براى خودشان خير و نيكى برگزيدند
عينى گويد : زندان ، نخست چاه و چاله بود و شايد منظور سردابها و زاغه‌هاى زيرزمينى است . بيهقى آورده است كه عمر دار السجن را از صفوان بن اميه به چهار هزار ( درهم ) خريد . از ابن القيم نقل كرده‌اند كه وقتى رعيت در زمان عمر جان گرفتند و تندروى آغازيدند ، عمر خانه‌اى در مكه به منظور محبس خريد و همين عمل جوازى است براى زندان ، و اينكه عمر بنيان‌گذار محبس در اسلام است . جمع اين مطلب با آنچه پيشتر گذشت ، چنين مىشود كه عمر خانه‌اى را به محبس اختصاص داد و على ( ع ) نخستين ساختمان را به اين منظور احداث نمود . در التيسير فى الاحكام التعسير آمده است هر شاعر يا نويسنده‌اى كسى را دشنام دهد يا هجو كند ، زندانى و تأديب مىشود ؛ چنان كه عمر حطيئة را به سبب هجو زبرقان حبس كرد . ( 2 )

زندان زنان

در كتب سيره آورده‌اند كه در حمله لشكريان اسلام به قبيلهء بنى طى ، دختر حاتم اسير شد و برادرش عدى بن حاتم به شام گريخت ، و دختر حاتم را در يك آلونك حصيرى بر در مسجد حبس كرده بودند .