رخ داد ، در هيچ يك از جنگها شركت نداشتند . « 1 »
اين محقق دليل باقى ماندن اين عده را پراكنده بودن آنان در سرزمين حبشه و موفق نشدن نجاشى به گردآورى بيش از آن عده كه گسيل نمود مىداند ؛ چرا كه نجاشى به سبب خرابى اوضاع داخلى حبشه فقط توانست چهارده ، پانزده مرد مسلمان را جمع كند . « 2 » وى مىافزايد : چه بسا براى نجاشى مقدور نبود كه بيش از آن كشتى براى انتقال مهاجران آماده سازد و همراه مهاجران تعدادى از حبشيان مسلمان شدهء طرفدار نجاشى را نيز راهى حجاز نمود ، به عبارت ديگر در حقيقت مسلمانان گمنام كه اهميت كمترى داشتند ، باقى ماندند و جاى خود را ايثارگرانه به بعضى طرفداران نجاشى كه جانشان از سوى مخالفان در خطر بود ، دادند ؛ زيرا نجاشى ديگر قدرت خود را از دست داده و سلطه به دست مخالفان افتاده بود . « 3 »
به نظر مؤلف اين استدلال لرزان است ، گر چه محقق مزبور به طور واضحتر گويد :
آن نجاشى كه مسلمان شده بود و طرفدار مسلمانان بود ، نجاشى اصحم است كه دستگير و به زنجير كشيده شد يا آنكه متوارى گشت تا آنكه به سال نهم هجرى درگذشت و پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله ، غايبانه بر وى نماز خواند و آن نجاشى كه مسلمانان را گسيل داشت و در واقع از سر باز كرد ، جانشين نجاشى پيشين و غير از اولى است . « 4 »
مؤلف گويد : محمود شاكر صاحب اين فرضيه و تفسير ، هيچ دليل تاريخى بر حرف خود ذكر نمىكند و در نتيجه ، همان روايت بلاذرى قوت خود را حفظ مىكند .
اما فهرستى كه محمود شاكر از بازماندگان در حبشه مىدهد نيز دقيق نيست ؛ زيرا
هامش
( 1 ) . محمود شاكر : مع الهجرة ، 89 - 90 - 94 .
( 2 ) . محمود شاكر : مع الهجرة ، 89 .
( 3 ) . همان ، ص 96 .
( 4 ) . همان ، ص 95 .