خير و خوشى خواهد بود ، مادامى كه اين نامه در بين آنان باشد . آنگاه پاسخ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم را با ادب كامل نگاشت و مراتب اسلام خود را به حضور مبارك آن حضرت اعلام نمود . جعفر و ياران وى را نيز پناه داد و مخارج و هزينهء زندگانى آنان را متكفّل شد و پانزده سال از ايشان پذيرايى و مهمان نوازى كرد . در پايان نيز جعفر و ديگر مهاجران را با كمال احترام با دو كشتى ، همراه هداياى گرانبها و سوغات به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم گسيل داشت . فرزندش را نيز همراه شصت تن از مردم حبشه براى عرض سلام و اداى احترام و طى نامهاى از كشور حبشه به مدينه گسيل داشت و طى نامهاى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم خواست تا پس از مرگ وى ، حضرتش بر جنازهء وى نماز گزارد ؛ پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و سلّم نيز پس از درگذشت او چنين كرد .
گويند : نجاشى و خانوادهاش اسلام خود را از مردم حبشه پنهان مىكردند . او به فرستادهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم گفت : ياران و هم فكران من در اقلّيت هستند ، مرا مهلت دهيد تا يارانم زياد شوند و دلها براى پذيرش اسلام نرم گردد .
معرفى اسلام در حبشه
طبيعى است چنان تصور كنيم كه با هجرت جعفر و يارانش به كشور مسيحى مذهب حبشه ، اخبار ظهور دين اسلام و بعثت خاتم انبيا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم در آن ديار پخش شد و بخشى از معارف اسلام در سخنرانى تاريخى جعفر بن ابى طالب عليه السّلام بيان گرديد . برخى اخبار داستانى چنان است كه اين امر موجب شد تا مركز روحانيّت نصاراى حبشه ، هيئتى را براى تحقيق و كاوش دربارهء دين جديد به مكه بفرستند . خبرى كه در اين باره نقل شده چنين است كه : هيئت بيست نفرى متشكل از علما و اسقفهاى مسيحى حبشه به مكه آمدند و در مسجد الحرام به حضور رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم رسيدند و با حضرتش به گفت و گو نشستند و از وى سؤالاتى نمودند . هم زمان با اين امر ، گروهى از سران