پذيرفتهاند كه سفر اين تعداد مهاجر به حبشه در چند مرحله صورت گرفته است . به فرض يك مرحله را بايد مرحلهء اوّل دانست و هر كس كه در نوبت بعد يا نوبتهاى بعدى رفته ، در شمار مهاجرانى است كه در مرحلهء دوم به حبشه مهاجرت كرده است .
اما تصويرى كه برخى سيرهنويسان از دو مرحلهاى بودن هجرت دارند اين است كه نوبت اوّل عدهاى رفتند و بر اثر شايعهاى كه از سجود مشركان و مسلمان شدن يكپارچه آنان شنيدند به مكه بازگشتند . در مراجعت ، دريافتند كه اوضاع بسان پيش از رفتن آنهاست . به همين دليل كسانى مجبور شدند در پناه مشركان وارد شهر شوند تا آزارى نبينند . عثمان در پناه ابو احيحه به مكه در آمد . مصعب بن عمير در پناه نضر بن حارث ، زبير در پناه زمعة بن اسود ، عبد الرحمان بن عوف در پناه اسود بن عبد يغوث ، و عثمان بن مظعون در پناه وليد بن مغيره كه به سرعت از پناهش در آمد و كتك مفصلى هم خورد . عبد اللّه بن مسعود بدون جوار وارد مكه شد و اندكى بعد به حبشه بازگشت . « 1 » پس از آن بود كه مهاجرت دوم آغاز شد . بلاذرى به نقل از واقدى مىنويسد : هجرت اوّل در رجب سال پنجم از نبوّت بود . شعبان و رمضان را در آنجا ماندند و سپس در شوال سال پنجم بازگشتند . پس از آن به سبب آزار مشركان بار ديگر با تعداد بيشترى به حبشه رفتند .
آنچه مسلّم است ، جعفر بن ابى طالب عليه السّلام كه زير چتر حمايت پدر بود و آزارى از سوى مشركان متوجه وى نبود ، صرفا به عنوان سرپرست مهاجران ، در همان مرحلهء نخست به حبشه هجرت كرده است . كسى از بازگشت جعفر به مكه سخن نگفته است . طبرسى گويد : هنگامى كه قريش اذيّت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم و يارانش را شدّت بخشيدند ، پيامبر به اصحابش فرمان داد تا به حبشه هجرت كنند و به جعفر دستور داد
هامش
( 1 ) . انساب : 1 / 227 - 228