داستان هجرت به حبشه « 1 »
حبشه
حبشه جزو كشورهاى شرق افريقا است . از شمال غربى و مغرب با سودان و از جنوب با كنيا همسايه است و از مشرق و شمال شرقى به درياى سرخ و خليج عدن منتهى مىشود . به دليل واقع شدن اين كشور در كنار باب المندب ، از گذشتهء تاريخ تاكنون ، موقعيت تجارى خوبى پيدا كرده است . همسايگى آن با درياى سرخ آن را در پيوند با يمن قرار داده و به لحاظ تاريخى زمينهء ارتباطهاى سياسى را ميان آن دو ديار فراهم كرده است .
كشور حبشه هنگام ظهور اسلام سرزمين وسيعى را شامل مىشد و يكى از ممالك بزرگ و قدرتمند جهان به شمار مىآمد . در آن دوران نظام پادشاهى بر آن حاكم بود و هم زمان با بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلّم پادشاه عادل و دادگسترى به نام اصحمه مشهور به
هامش
( 1 ) . به هدف بهتر روشن شدن اين بحث ، تصميم گرفتيم متن ديگرى را هم كه دربارهء هجرت به حبشه آماده شده بود ، ضميمه كنيم . دست مايه اول اين نوشته متنى بود كه دوست دانشمندم آقاى مير شريفى تهيه كرده بود اما مجبور شديم براى هماهنگى با بخشهاى ديگرى كه اين متن متعلق به آنها بود ، تقريبا به طور كامل دگرگون كنيم . در هر حال مسؤوليت آن بر عهده بنده است . اميدواريم هرچه زودتر زحمت چند ساله جناب استاد مير شريفى دربارهء زندگى نامه جعفر بن ابى طالب ( ع ) منتشر شده و بحث جامعى را درباره هجرت به حبشه در اختيار دوستداران قرار دهند .