خدا قسم ! كه من بىخبر بودم ، و چون بر كيفيّت حال مطّلع شدم به خدا بازگشت نمودم ، و از آنچه در خاطر داشتم نادم و پشيمانم ، التفات به ما مطلقا نكرد ، پس به نزد معتضد بازگشته آن واقعه را بر او عرض كرديم پس سفارش نمود كه اين قضيه را پنهان داريد ، و الّا به خدا قسم كه شما را زنده نمىگذارم و تا او در حيات بود ، ما از ترس كشته شدن اين راز را مىنهفتيم و به كسى حرفى از آن نمىگفتيم ، و چون او در گذشت ، روايت اين حكايت از ما ظاهر گشت .
الحمد للّه الّذى يصون حجّته من شرّ الأعداء . و السّلام على من اتّبع الهدى .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 579
مساهمون: مير لوحى
ص٥٧٩