تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
كه فرو گذارد ايشان را ، و ايشان با قرآن‌اند و قرآن با ايشان ، و ايشان از قرآن جدا نمىشوند و قرآن از ايشان جدا نمىشود تا وارد شوند بر من در كنار حوض كوثر ، به سبب ايشان نصرت مىيابند امّت من و باران مىبارد بر ايشان و به سبب ايشان دفع مىشود بلا و مستجاب مىشود دعا ، گفتم : به نام ايشان را ياد كن از براى من اى رسول خدا ، آن حضرت فرمود كه : تو يا على ! اوّل ايشانى ، بعد از تو ، اين فرزند من و دست گذاشت بر سر حسن و بعد از او ، اين فرزند من و دست گذاشت بر سر حسين ، بعد از او هم نام تو ، پسر او على كه زينت عابدان است و زود باشد كه متولّد شود در زمان تو ، اى برادر من ! پس بخوان او را از من سلام ، بعد از او ، پسر او محمّد باقر كه شكافندهء علم من و خازن علم خداست ، بعد از او پسر او جعفر كه صادق است لقب او ، بعد از او پسر او موسى كه موصوف است به كاظم ، بعد از او پسر او على كه مشهور است به رضا ، بعد از او پسر او محمّد كه ممدوح است به تقى ، بعد از او پسر او على كه ملقب است به نقى ، بعد از او پسر او حسن كه معروف است به زكى ، بعد از او پسر او حجة اللّه القائم كه خاتم اوصياء و خلفاى من و انتقام‌كشنده از اعداى من است ، آنكه پر كند زمين را از عدل و داد همچنان كه پر شده باشد از جور و ظلم . بعد از آن ، حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : به خدا سوگند ! اى سليم ، كه مىشناسم و مىدانم او را در آن هنگام كه بيعت كنند با او در ميان ركن و مقام ، و مىدانم نامهاى انصار او را و مىدانم و مىشناسم قبيله‌هاى انصار او را . محمّد بن اسماعيل گفت كه : بعد از آن حمّاد بن عيسى گفت كه : ذكر كردم اين حديث را نزد مولاى خود حضرت ابى عبد اللّه ( يعنى : امام جعفر صادق عليه السّلام ) ، آن حضرت گريست و فرمود كه : راست گفت سليم بن قيس ، روايت كرد اين حديث را پدر من از پدرش على بن الحسين ، از پدرش حسين بن على عليهم السّلام كه آن حضرت فرمود كه : شنيدم اين حديث را از پدرم امير المؤمنين عليه السّلام در آن هنگام كه سؤال كرد از