تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 399

مساهمون:

ص٣٩٩
انت لما ولدت اشرقت الار . . . * ض و ضاءت بنورك الافق
پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود كه : اى عمّ ! آيا جايزه ندهم به تو ؟ گفت : يا رسول اللّه ! بده ! پيغمبر گفت : خدا فتح اين امر به من كرد ، و زود باشد كه ختم اين امر كند به فرزندان تو . » [ و باز ] اين كذّاب ملعون مىگويد كه : « در روايت ديگر است كه : جبرئيل به پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شد و قباى سياهى پوشيده بود و عمامهء سياهى بر سر داشت ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم پرسيد كه : اين چه پوشش است ؟ [ جبرئيل ] گفت : يا محمّد ! ، زمانى بر مردم بيايد كه عزيز كنند گروهى اسلام را به اين سياهى ! پيغمبر پرسيد كه : رياست ايشان به كه متعلّق باشد ؟ جبرئيل گفت : اهل كمربندها ، از آن جانب رود جيحون ، دهقانان صغد و ترك » . ملاحظه نماى كه : اين بدبختان ( يعنى : سنّيان ) تا چه مرتبه غلوّ نموده‌اند در دوستى مخالفان اهل البيت عليهم السّلام ، كه گاه مىگويند : حسين بن على بن ابى طالب عليه السّلام اهليّت خلافت [ و امامت ] نداشت ، و مستحقّ آن نبود ، و بنى عبّاس اهل و مستحقّ آن بودند ؛ و گاه افترا بر خدا و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و جبرئيل عليه السّلام مىزنند در مدح بنى عبّاس ، كه از سخت‌ترين مخالفان اهل البيت بودند .

[ نزول جبرئيل در مادهء بنى عبّاس ]

امّا نزول جبرئيل در مادهء بنى عبّاس بر وجهى كه صدوق يعنى : محمّد بن بابويه قمى در « من لا يحضره الفقيه » آورده ، چنان است كه : « روى أنّه هبط جبرئيل عليه السّلام على رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فى قباء اسود و منطقة فيها خنجر ، فقال : يا جبرئيل ! ما هذا الزىّ ؟ فقال : زىّ ولد عمّك العباس ، يا محمّد ! ويل لولدك من ولد عمّك العباس ، فخرج « 1 » النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم إلى العبّاس فقال : يا عمّ ! ويل
هامش
( 1 ) . نسخهء اصل : فرجع .
كفاية المهتدي في معرفة المهدي ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 399 | مير لوحى