از سعد بن ابراهيم بن على الأردبيلى در كتاب « اربعين » ش نقل مىكند راجع به مراد از اين احاديث : زمانى كه ملاقات كردم « دحية بن خليفهء كلبى » را ، او روايت كرد از احمد بن حنبل متوفاى سنهء 241 ، در صورتى كه دحية بن خليفهء كلبى صاحب كاروان مال التجاره از شام به مدينه هنگام خطبهء نماز جمعه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم است كه آيهء
وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها
« 1 »
اشاره به همان است و بعدا مسلمان شد و سپس فوت كرد ، و هيچ اين سخنان به هم نمىخورد .
سعد بن ابراهيم اردبيلى كجا و احمد بن حنبل كجا و دحية بن خليفه كجا ؟ و اينها نشانههاى دستبردگى و تحريف در اين كتاب است .
بعضى خواستهاند با فكر ناقص خود آن را اصلاح كنند اين چنين كه : ابو الخطاب بن دحية بن خليفهء كلبى بوده و منظور از ابو الخطاب معروف به « ذو النسبين » كه اديب و محدّث و لغوى بوده و در اندلس و مراكش و مصر و شام و حجاز و عراق و ايران در پى كسب دانش بوده ، و در دربار چند نفر از سلاطين تقرّب جست مانند « الملك العادل » در مصر و مانند « الملك الكامل » ، و يا « الملك المعظّم مظفّر الدّين » در اربل .
ولى حساب آن نكردهاند كه اين « ذو النسبين » در شهر قاهرهء مصر در سنهء 633 فوت كرده و احمد بن حنبل در سنهء 241 وفات كرده و با هم فاصلهء زياد داشتهاند گرچه ممكن است روايت او از احمد بن حنبل با وسائط چندى صورت گرفته باشد ، لكن چنانچه گفته شد عبارات مذكوره دستخوردگى دارد و محتاج به اصلاح است .
3 - [ در بارهء نقل حديث از فضل بن شاذان ]
سومين نشانهء تحريف آنكه قبل از شروع در حديث اوّل از اين « اربعين » چنين نوشته :
هامش
( 1 ) . سورهء جمعه آيهء 11 .