الجواب ، علماى شيعه و صلحا و زهاد شيعه از اين ترهات « 1 » برى باشند و هرگز نكنند اما دنياداران شيعه و ملوك و سلاطين ايشان يا عامه كه اين گناه كنند خود را در مقام خطا و گناه دانند ، و هر وقتى كه استغفار كنند بر آن و روز بروز بر عزم توبه باشند و نادر باشد كه بىتوبه بميرند ، و اما مخالف بىتوبه مىرود زيرا كه وى اين معاصى را اطاعت مىداند و نيز خود را فاعل مختار نمىداند و بارادت حق تعالى داند و بعضى اغلام « 2 » را مملوك مباح دانند چنان كه مالك گويد .
حكايت در سنه اثنين و سبعين و ستمائة ( 672 ) كه داعى مؤمنان و مصنف اين كتاب الحسن بن على بن الطبرى از قم به اصفهان رفت به سبب استحضار و التماس و اشارت خواجهء جهان بهاء الحق و الدين محمد صاحب ديوان مدت هفت ماه آنجا بود و خلقى به سبب حضور اين بندهء كمينه توفيق يافتند بدانستن علوم دينيه از مردم اصفهان و شيراز و ابرقوه و يزد و طرف آذربايجان از سادات و صدور و اكابر كه در آن بساط جهان پناه حاضر بودند منتفع شدند چنان كه آن حال در عرب و عجم مخفى نماند و امروز مىگويند و خواهند گفت تا روز قيامت .
حاصل كه سيدى چند از شيراز حاضر شدند و حكايت كردند كه در شيراز بوديم هرگز مجال و زهرهء آن نبودى ما را كه بيرون از خانه خويش استبراء و استنجا كنيم . اهل سنت هر وقت كه ما را با ابرق بديدندى آغاز تشنيع مىكردندى كه ايشان رافضيانند .
عجب كه خواجه بول و غايط نشويد سنى نيكو اعتقاد باشد ، و جمعى كه به حكم :
وَ يُنَزِّلُ عَلَيْكُمْ مِنَ السَّماءِ ماءً لِيُطَهِّرَكُمْ بِهِ
( انفال 11 ) خود را بشويند رافضى باشند .
فائده ، اما بهر وقت كه اين طائفه ايشان را رافضى خوانند شيعه نيز ايشان را رافضى خوانند ، و چند القاب ديگر زياده كنند . اول خارجى ، دوم ناصبى ، سوم يزيدى ، چهارم جبرى ، پنجم مشبهه ، ششم منافق ، هفتم مروانى ، هشتم قدرى ، نهم دشمن اهل بيت يا ظالم آل محمد ، دهم حطب جهنم يا مانند آن .
بينه ، اگر جمله اهل عالم جمع شوند و خواهند كه بر شيعه جرمى و خطيهء اثبات كنند
هامش
( 1 ) - ترّهات : سخن بيهوده ، ياوه ، سخن بىفايده
( 2 ) - اغلام در كتب لغت ذكر نشده است اگر منظور مؤلف غلام است جمع غلام ، غلمان و اغلمه است نه اغلام .