الْخاسِرِينَ
( اعراف 22 ) يعنى پروردگار ما ظلم كرديم بر نفسهاى خود اگر نيامرزى ما را و رحم نكنى هرآينه باشيم از زيانكاران .
و اگر موسى بود گفت :
رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي
( قصص 15 ) بدرستى كه من ظلم كردم بر نفس خود پس بيامرز مرا .
و اگر ذو النون بود گفت :
لا إِلهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحانَكَ إِنِّي كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ
( انبياء 87 ) يعنى نيست هيچ خداى مگر تو پاك و منزه بدرستى كه من هستم از ظالمان .
و اگر داود بود گفت :
فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ
( ص 23 ) طلب آمرزش كرد از پروردگار خود و افتاد در ركوع و بازگشت .
پس جمله انبياء تنزيه اللّه تعالى كردند و خطاها را مخصوص نفس خود گردانيدند ، و اگر عصيان عاصى فعل وى نبودى توبه چرا بايستى و قال :
قُلْ إِنْ ضَلَلْتُ فَإِنَّما أَضِلُّ عَلى نَفْسِي وَ إِنِ اهْتَدَيْتُ فَبِما يُوحِي إِلَيَّ رَبِّي
( سبا 49 ) بگو كه اگر گمراه شدم پس به درستى كه گمراه شدم بر نفس خود و اگر راه يافتم پس يافتم به سبب آنچه نازل شد به من از پروردگار من .
و قال :
ما أَصابَكَ مِنْ حَسَنَةٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَكَ مِنْ سَيِّئَةٍ فَمِنْ نَفْسِكَ
( نساء 81 ) يعنى آنچه مىرسد ترا از حسنه پس از خداست و آنچه مىرسد از گناه پس از نفس توست .
و قال :
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ
( تغابن 2 ) يعنى اوست خداى كه خلق كرده شما را پس از شماست كافر و مؤمن . يعنى كفر شما و ايمان شما از شماست نه از خدا و امثال اين از ابتداى قرآن تا آخر كه حوالهء معاصى بر آدمى فرموده .
و شيطان گفت :
لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ *
( ص 83 ) اگر فعل فعل خدا بود نشايستى كه به فعل خود لعنت بر ابليس كردى و قال :
إِنَّ عَلَيْكَ لَعْنَتِي إِلى يَوْمِ الدِّينِ
( ص 79 ) بدرستى كه بر توست لعنت من تا روز جزا .
غرض ايشان كه مىگويند شقاوت جملهء اشقيا به تقدير و ارادت اللّه تعالى است آن است كه چون ديدند كه بعضى صحابه و تابعين بر خاندان مصطفى ظلم كردند و حق ايشان بازستدند و به ظلم و طغيان فتوى دادند و به خون اهل بيت عليهم السّلام سعيها نمودند و دستهاى خود آلودند و عامه را جرأت دادند بر استخفاف ايشان ، و عقلا بر اين افعال ملامت بر ايشان مىكردند . براى دفع ملامت اين بدعتها نهادند كه بنده را فعل نيست و اين