قاس ابليس حيث قال :
أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نارٍ وَ خَلَقْتَهُ مِنْ طِينٍ *
( ص 77 ) اول كس كه قياس كرد ابليس بود آنجا كه گفت مرا بهتر از آدم خلق كردى مرا از آتش آفريدى و او را از گل . و قال :
ما آتاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا
( حشر 7 ) و رسول قياس نياورد و اگر قياس بر كسى روا بودى بر رسول روا بودى . و قال تعالى :
وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
( نحل 46 ) يعنى فرستاديم ما بسوى تو ذكر را تا روشن سازى مردمان را آنچه نازل شده بسوى ايشان ، و اگر رسول بيان ناكرده از دنيا بيرون رفته باشد مخطى بوده باشد و كذب قرآن لازم آيد و حاشا من ذلك .
و رسول گفت : ان أدنى الشرك أن يبتدع الرجل رأيا « 1 » يعنى بدرستى كه ادنى شرك اين است كه بدعت كند مرد به رأى خود ، يعنى چيزى از خود پيدا كند كه نبوده ، و غرض از وضع قياس آن بود كه ائمه منافقان را چون علم نبود و در صدد امامت بودند لازم بود كه قياس كنند ، و قياس معارض خداى تعالى است براى آنكه قياس در مقابل حكم خدا و رسول خدا حكم مىكند فكأنه قال : « سأنزل ، مثل ما أنزل اللّه » زود باشد كه نازل سازم مثل آنچه خداى مرا نازل ساخته .
و نيز حق تعالى خمر را حرام گردانيد و نرد و شطرنج و ديگر قمارها و ايشان حلال گويند رد بر خدا مخالف قرآن حيث قال :
إِنَّمَا الْخَمْرُ وَ الْمَيْسِرُ وَ الْأَنْصابُ
الى آخره ( مائده 92 ) بدرستى كه خمر و قمار و قسمت بانصاب و ازلام پليد است و از عمل شيطان است ، و قال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « كل مسكر حرام » و فرق نكرد ميان قليل و كثير و ايشان تا نزديك مستى حلال دانند و اين جمله از دين و عبادت شناسند بخلاف قول خداى تعالى كه :
الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَهْواً وَ لَعِباً
( اعراف 49 ) و قال :
إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ *
( محمد 38 ) .
و بمذهب شيعه هر كه اين معاصى ارتكاب كند و اعتقاد آن دارد كه وى در اين فعل مصيب است و بىتوبه بميرد فرداى قيامت از لذات بهشت بىنصيب ماند كما قال :
أَذْهَبْتُمْ طَيِّباتِكُمْ فِي حَياتِكُمُ الدُّنْيا
( احقاف 19 ) .
سؤال ؟ اين جمله معاصى بسيارى از شيعه مىكنند .
هامش
( 1 ) - اين روايت در مجار 2 / 304 و 304 و وسائل الشيعة 16 / 270 ابواب امر به معروف از امام محمد باقر عليه السّلام نقل شده است .