تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
جمله فعل اللّه تعالى است و چنين خواست و تقدير چنين رفت كه چنين باشد كه تا مردم زبان لعنت از ايشان كوتاه كنند چون ظلم فدك و ظلم بر امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين و على بن الحسين عليهم السّلام روشن شد كه صحابه بعد از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر ايشان ظلم كردند . مخالف گويد به جواب كه حق تعالى از جانبين چنين خواست و همچنين حوالهء عصيان به آدم صفى كنند و به موسى و ذو النون و يوسف و داود و محمد صلّى اللّه عليه و آله و چنان كه گويند يوسف با زليخا عشق بازى كرد ، و داود با زن وزيرش اوريا ، و محمد با زن زيد . و حق تعالى گفت :
إِنَّ اللَّهَ اصْطَفى آدَمَ وَ نُوحاً وَ آلَ إِبْراهِيمَ وَ آلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ
( آل عمران 30 ) يعنى بدرستى و راستى كه خداى برگزيد آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر عالميان . و در سورهء انعام گفت :
وَ تِلْكَ حُجَّتُنا آتَيْناها إِبْراهِيمَ
( انعام 83 ) و آن است حجت ما كه داديم آن را به ابراهيم تا بعد از ( زكريا ) گفت :
وَ اجْتَبَيْناهُمْ وَ هَدَيْناهُمْ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ
( انعام 87 ) يعنى برگزيديم ايشان را و هدايت كرديم ايشان را به سوى راه مستقيم ، و در عقب اين گفت :
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
( انعام 60 ) يعنى آنانند كه هدايت كرد خداى پس به راه ايشان اقتدا كنيد . محمد صلّى اللّه عليه و آله را فرمود كه اقتدا بدين انبياء كن اگر اين معاصى بر ايشان مجوز باشد چه فرق ميان ايشان و اجلاف و فساق امت را . ادلهء عقليه موافق آيات قرآن دليل‌اند بر عصمت مثل اصطفى و مثل اجتبيناهم و هديناهم . اما سبب اين افترا آن است كه چون شيعه گويند امام معصوم مىبايد و مشرك تائب به امامت نشايد . ايشان بدفع اين گويند عصمت بر خداى واجب نيست ، و معصيت بر انبياء رواست براى تنزيه كار شيخين و معاويه و يزيد و امثال ايشان از بهر دفع لعنت از ايشان ، خداى و جمله انبياء را در مقام و درجهء فسق درآوردند .

فصل ششم اكثر اهل سنت بر آنند كه قياس در شرع رواست

« 1 » . الجواب عنه شيعه گويند كه در شرع قياس نبود چنان كه عبد اللّه عباس گفت : اول من
هامش
( 1 ) - ابو حنيفه يكى از ائمه اربعه اهل سنت مبتكر قياس بود و قياس را يكى از منابع احكام شرع مىدانست .
كامل بهائى ( فارسي ) — صفحة 53 | عماد الدين حسن بن علي الطبري