و لا يبغضك الّا منافق شقى « 1 » .
و من سرنا نال منا السرور * و من ساءنا ساء ميلاده
على بن نصر المعروف به أبى الحسن البغدادى الحنفى ايراد كرد در تصنيف خويش كه رسول روزى در طوافگاه بود پيرى پيش رسول آمد كلاه پشمين بر سر نهاده و عصا در دست گرفته و لباس پشمين پوشيده سلام كرد و گفت يا رسول اللّه از براى من استغفار كن تا خداى تعالى بر من رحمت كند رسول فرمود اى ملعون از پيش من برو كه عمل تو ضايع شده و تو از اهل دوزخى .
چون آن پير از خدمت رسول بيرون رفت على گفت يا رسول اللّه هرگز كسى از خدمت تو محروم بيرون نرفت از ارباب حاجات چرا اين پير را منكوب بازگردانيدى .
رسول فرمود يا على او ابليس است طريد حضرت عزت جلت قدرته .
على در عقب ابليس دويد تا او را بكشد ابليس چون ديد كه على قصد او كرد دويدن گرفت و بيفتاد على به او برسيد بر سينهء او نشست تا او را بكشد ، ابليس خنده كرد در روى على ، على گفت اى ملعون چرا خنديدى . گفت تو مرا نتوانى كشتن كه من از منتظرانم اما تو را بشارت خوش دهم عظيم از سينهء من برخيز ، على عليه السّلام برخاست ابليس گفت يا على از دشمنان تو هيچكس با زن خود صبحت نكند الّا كه من با او شريك باشم « 2 » .
مصنف اين كتاب گويد كه : صدق قوله تعالى لابليس ،
شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً
( اسراء 64 ) و امثال اين گفته شود و اللّه اعلم بالصواب .
فصل دوم فى ذكر الفرق الذين يختلفون فيه
مردم بر پنج فرقهاند اول جلى ، نواصب و ايشان باغياناند و اشد الناس بغضا لاهل بيت النبى صلّى اللّه عليه و آله .
دوم جلى ، خوارجاند و ايشان « لا حكم الا للّه » و ايشان را محكمه خوانند و اين فرقه
هامش
( 1 ) - اسرار الامامة 229 به نقل مسند احمد و سنن ترمذى .
( 2 ) - عيون الاخبار صدوق 2 / 131 باب 31 حديث 337 و بحار الانوار 36 / 173 .