خواست تا از آن ملحمه بيرون افتد ومركب أو را بر مصاف لشكريان مىكشيد . وآن قوم بر آن سلالهء « 1 » پاك وآفتاب تابناك نبخشيدند وأو را با زخمهاى پياپى پخش كردند وهنوز از أو رمقى باقي بود كه فرياد برداشت : اى پدر ! اين است نياى من رسول خداى ؛ به جامى لبريز مرا سيراب كرد وهمىگويد : : العجل العجل جام ديگر براي تو ذخيرة نهادهام وهمين ساعت خواهى نوشيد .
امام بناليد وفرمود : قتل اللّه قوما قتلوك ، ما أجرأهم على الرّحمن وعلى الرّسول وعلى انتهاك حرمة الرّسول على الدّنيا بعدك العفاء . « 2 »
وعلي بن الحسين را به كنيت أبو الحسن گفتندى ومادر أو ليلى بود دختر أبى مرّه از بنى ثقيف ومادر ليلى دختر بو سفيان بود « 3 » واز اين است كه روزى معاوية بر آيين صحبت گفته بود : بر اين امر از اين مردم كي سزاوارتر است ؟ گفته بودندش : أنت يا أمير المؤمنين . گفته بود : لا ، بدين امر از هر كس علي بن الحسين اولىتر است ، « 4 » چه نياى أو رسول خداست وشجاعت بني هاشم وسخاى اميّه وحسن ديدار ثقيف در اوست .
عمرو بن صبيح « 5 » تيرى به جانب عبد اللّه بن مسلم رها كرد وعبد اللّه دست وقايهء تير كرد وبر پيشانى نهاد وآن تير ، دست أو بر پيشانى بكوفت ؛ چنانكه عبد اللّه را حركت نماند وديگرى رمحى بر قلب مبارك أو يا زيد . « 6 »
هامش
( 1 ) . نسل ، فرزند
( 2 ) . خدا بكشد قومي كه تو را كشت . چه گستاخ وبىشرمند اينان نسبت به خدا وپردهدرى حريم رسول خدا ! وپس از تو خاك بر سر اين دنيا باد .
( 3 ) . وقعة الطف ص 241 ، طبري ج 3 / 330 - 331 ؛ مقاتل الطالبيّين أبو الفرج أصفهاني ص 77 .
( 4 ) . چون أولى صيغه افعل التفضيل است لذا آوردن پسوند « تر » كه در فارسي علامت تفضيل است ، غلط مىباشد .
( 5 ) . أصل : عمر بن صبيح وضبط عمرو صحيح است .
( 6 ) . مناقب ابن شهرآشوب ج 4 / 105 ؛ الفتوح ص 905 : وى را اولين كس از خاندان أطهار رسول مىداند كه وارد ميدان -