گرفت و در اختيار پيامبر گذاشت و پيامبر ، با دقت دندانهاى خود را مسواك كرد . « 1 »
وصيتهاى پيامبر
پيامبر در دوران بيمارى خود ، به تذكر امور لازم بيشتر اهميت مىداد و در آخرين روزهاى بيمارى خود ، نماز و رعايت حال بردگان را زياد سفارش مىكرد و مىفرمود :
با بردگان به نيكى رفتار كنيد و در خوراك و پوشاك آنها دقت كنيد و با آنان به نرمى سخن بگوييد و حسن معاشرت را پيشهء خود سازيد .
روزى « كعب احبار » از خليفهء دوم پرسيد ، پيامبر در موقع احتضار چه گفت . خليفه به امير مؤمنان عليه السّلام كه در آن مجلس حاضر بود ، اشاره كرد و گفت : از او بپرسيد . وى فرمود : پيامبر در حالى كه سر او روى شانه من بود ، مىفرمود :
« الصلاة الصلاة » . در اين موقع ، كعب افزود كه پيامبران گذشته نيز بر همين روش بودند . « 2 »
در آخرين لحظههاى زندگى ، چشمان خود را باز كرد و گفت : برادرم را صدا بزنيد تا بيايد در كنار بسترم بنشيند . همه فهميدند مقصودش على است . على در كنار بسترش نشست ، ولى احساس كرد كه پيامبر مىخواهد از بستر برخيزد . على پيامبر را از بستر بلند نمود و به سينهء خود تكيه داد . « 3 »
چيزى نگذشت كه علايم احتضار ، در وجود شريف او پديد آمد . شخصى از ابن عباس پرسيد ، پيامبر در آغوش چه كسى جان سپرد . ابن عباس گفت : پيامبر گرامى در حالى كه سر او در آغوش على بود ، جان سپرد . همان شخص افزود كه « عايشه » مدعى است كه سر پيامبر بر سينه او بود كه جان سپرد . ابن عباس گفتهء او را تكذيب
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 234 و سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 654 .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 254 .
( 3 ) . همان ، ص 263 .