تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 965

مساهمون:

ص٩٦٥
رسيده است كه من از ميان شما غايب گردم . اگر به كسى وعده‌اى داده‌ام آماده‌ام انجام دهم و هر كس طلبى از من دارد بگويد تا بپردازم . در اين موقع مردى برخاست و عرض كرد : چندى قبل به من وعده داديد كه اگر ازدواج كنم ، مبلغى به من كمك كنيد . پيامبر فورا به فضل دستور داد كه مبلغ مورد نظر او را بپردازد و از منبر پايين آمد و به خانه رفت . سپس روز جمعه سه روز پيش از وفات خود ، بار ديگر به مسجد آمد و شروع به سخن كرد و در طى سخنان خود فرمود : هر كسى حقى بر گردن من دارد برخيزد و اظهار كند ، زيرا قصاص در اين جهان آسان‌تر از قصاص در روز رستاخيز است . « 1 » در اين موقع ، « سوادة بن قيس » برخاست و گفت : موقع بازگشت از نبرد « طائف » در حالى كه بر شترى سوار بوديد ، تازيانهء خود را بلند كرديد كه بر مركب خود بزنيد ، اتفاقا تازيانه بر شكم من اصابت كرد . من اكنون آمادهء گرفتن قصاصم . درخواست پيامبر يك تعارف اخلاقى نبود ، بلكه جدا مايل بود حتى يك چنين حقوقى را كه هرگز مورد توجه مردم قرار نمىگيرد « 2 » جبران كند . پيامبر دستور داد ، بروند همان تازيانه را از خانه بياورند . سپس پيراهن خود را بالا زد تا « سواده » قصاص كند . ياران رسول خدا با دلى پرغم و ديدگانى اشك بار و گردن‌هايى كشيده و ناله‌هايى جان‌گداز منتظرند كه جريان به كجا خاتمه مىپذيرد . آيا « سواده » واقعا از در قصاص وارد مىشود ؟ ناگهان ديدند سواده بىاختيار شكم و سينه پيامبر را مىبوسد . در اين لحظه ، پيامبر او را دعا كرده ، گفت : خدايا ! از « سواده » بگذر ، همانطور كه او از پيامبر اسلام درگذشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . « القصاص في دار الدّنيا أحبّ إليّ من القصاص في دار الآخرة » . ( 2 ) . گذشته از اين ، چون اصابت تازيانه بر شكم سواده ، عمدى نبوده است ؛ از اين نظر حق قصاص نداشته است ، بلكه با پرداخت ديه‌اى جبران مىگرديد . با اين حال پيامبر ، خواست ، نظر وى را تأمين كند . ( 3 ) . مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 164 .