كرد و هفت بار اطراف كعبه دور زد . سپس براى اداى نماز طواف ، پشت مقام ابراهيم قرار گرفت و دو ركعت نماز خواند . وقتى از نماز فارغ شد ، شروع به سعى ميان صفا و مروه « 1 » كرد . سپس رو به زائران كرد و گفت :
كسانى كه همراه خود قربانى نياوردهاند ، از احرام خارج شوند و تمام محرمات احرام براى آنان با « تقصير » ( كوتاه كردن مو و يا گرفتن ناخن ) حلال مىشود . اما من و افرادى كه همراه خود قربانى آوردهاند ، بايد به حالت احرام باقى بمانند ، تا لحظهاى كه قربانى خود را سر ببرند .
اين كار بر گروهى سخت و گران آمد . عذر آنان اين بود كه هرگز براى ما گوارا نيست كه پيامبر در احرام باشد و ما از احرام خارج شويم و چيزهايى كه بر او حرام است ، براى ما جايز و حلال گردد . گاهى مىگفتند : صحيح نيست ، ما جزء زائران خانهء خدا باشيم ، ولى قطرههاى آب غسل از سر و گردن ما بريزد . « 2 »
ديدگان پيامبر به « عمر » افتاد كه در حالت احرام باقى بود . به او گفت : آيا قربانى همراه خود آوردهاى ؟ گفت : نه . فرمود : چرا از احرام خارج نشدى ؟ گفت : براى من گوارا نيست كه از احرام خارج شوم ، ولى شما به همان حالت باقى بمانيد . پيامبر فرمود : شما نه حالا ، بلكه پيوسته بر اين عقيده باقى خواهى ماند .
پيامبر از ترديد مردم ناراحت شد و گفت :
لو كنت استقبلت من أمري ما استدبرت لفعلت كما أمرتكم ؛ اگر آينده براى من مانند گذشته روشن بود و از دودلى و ترديد بىجاى شما اطلاع مىداشتم ، من هم مانند
هامش
- پيامبر در مدت توقف ده سالهء خود [ در مدينه ] ، دو بار عمل عمره را انجام داده بود : يكى در سال هفتم [ هجرت ] ، و ديگرى در سال هشتم [ هجرت ] ، كه پس از فتح مكه بوده است . و اين سومين عمرهاى بود كه پيامبر همراه اعمال حج انجام داد . « الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 174 » .
( 1 ) . صفا و مروه ، نام دو كوهى است كه در نزديكى مسجد الحرام قرار دارند . و سعى ، همان پيمودن فاصلهء ميان دو كوه است ، كه از صفا آغاز مىشود ، و در مروه پايان مىپذيرد .
( 2 ) . اين جمله كنايه از نزديكى با زن و غسل جنابت است . چون يكى از محرمات احرام نزديكى با زن است ، و با « تقصير » تحريم آن بر طرف مىشود .