همچنين سيد به حديثى كه به صورت « مرفوع » نقل شده - يعنى سند كامل ندارد - اعتماد كرده و روز مباهله را 24 ذى الحجّه قرار داده است ؛ « 1 » در حالى كه چنين روايتى در اثبات مدعا ناتوان است .
پس از قطعنامهء منى
قطعنامهء تند و حادى كه امير مؤمنان عليه السّلام ، در موسم حج سال نهم هجرت ، در سرزمين « منى » از طرف پيامبر اسلام خواند ، رسما اعلام كرد كه خدا و پيامبر او از بتپرستان بيزارند و آنان بايد در ظرف چهار ماه ، وضع خود را يكسره سازند : يا اسلام بياورند و از بتپرستى دست بكشند و يا آمادهء نبرد همه جانبه گردند ، اثر عميق و سريعى بخشيد ، زيرا قبايلى كه در نقاط مختلف عربستان بر اثر عناد و لجاج ، در برابر منطق قرآن و آيين توحيد سر فرود نمىآوردند و اصرار داشتند كه به عادات زشت و نارواى خود و گرايش به اوهام و خرافات و پرستش سنگ و گل ادامه دهند ، به دست و پا افتاده ، نمايندگانى از طرف خود روانهء مركز اسلام « مدينه » كردند . هر كدام از اين هيئتها با پيامبر بحث و سخنى داشت . ابن سعد در الطبقات « 2 » خصوصيات 72 تن از آنها را نقل و ضبط كرده است . هجوم اين « وفود » و هيئتها آن هم پس از خواندن قطعنامه ، حاكى است كه در آغاز سال دهم هجرت ، براى مشركان عرب دژ قابل اطمينانى باقى نمانده بود و گرنه به آنجا پناه برده و به كمك يكديگر صفآرايى مىكردند .
هنوز چهار ماه نشده بود كه تمام ملت حجاز ، زير پرچم توحيد درآمدند و در هيچ نقطه از حجاز به صورت ظاهر بتكدهاى و بتپرستى باقى نماند . حتى گروهى از مردم « يمن » ، « بحرين » و « يمامه » نيز متوجه اسلام گرديدند .
هامش
( 1 ) . اقبال الاعمال ، ص 743 .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 230 - 291 .