تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 847

مساهمون:

ص٨٤٧
مىكنم و بر طبق قاعده و عدل و انصاف داورى مىكنم . پيامبر فرمود : خدا را شكر كه پيامبرش را موفق كرد شخصى براى داورى انتخاب كند كه عملش رضايت‌بخش است . « 1 »

سرگذشت كعب بن زهير بن ابى سلمى

زهير بن ابى سلمى ، از شاعران و سخن‌سازان عرب در دوران جاهليت بود . او سرايندهء يكى از معلّقات هفت‌گانه است كه مدت‌ها پيش از نزول قرآن ، به ديوار كعبه آويخته شده و مايهء مباهات و افتخار ادبيات جهان عرب بود . « 2 » وى پيش از عصر رسالت در گذشت و دو فرزند به نام‌هاى « بجير » و « كعب » از خود به يادگار گذاشت : اوّلى ، از علاقه‌مندان با ايمان پيامبر بود و دومى از دشمنان سرسخت وى محسوب مىشد . از آنجا كه او از يك قريحهء قوى و نيرومند موروثى بهره‌مند بود ، در اشعار و قصايد خود به پيامبر طعن مىزد و بد مىگفت و گروهى را بر ضد اسلام تحريك مىكرد . پيامبر اسلام ، در 24 ذى القعده وارد مدينه گرديد . برادر كعب ، در فتح مكه و محاصرهء طائف و مراجعت به مدينه ، ملازم ركاب پيامبر بود . وى از نزديك ديد كه پيامبر ، برخى از شاعران را - كه مانند برادر وى بد زبان بودند و مردم را بر ضد اسلام تحريك مىكردند - تهديد به قتل كرد و خون آن‌ها را غير محترم شمرد و سرانجام يكى از آن شاعران كشته شد و دو نفر ديگر ، از انظار متوارى و ناپديد گشتند . « بجير » برادر كعب ، جريان را طى نامه‌اى به او نوشت و در پايان نامه براى خيرخواهى تذكر داد كه اگر در حالت بغض و دشمنى با پيامبر باقى بماند ، خونش
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 347 . ( 2 ) . معلقهء او با اين بيت آغاز مىشود :أمن أمّ أوفي دمنة لم تكلم * بحومانة الدرّاج فالمتثلّم