ريخته مىشود . امّا اگر به حضور رسول خدا بيايد و از كردهء خود اظهار ندامت كند ، پيامبر توبه و بازگشت افراد را پذيرفته و از گناه آنان مىگذرد .
كعب كه به گفتار برادر خود كاملا اعتماد داشت به طرف مدينه حركت كرد .
هنگامى وارد مسجد شد كه پيامبر آمادهء خواندن نماز صبح بود . وى با پيامبر براى نخستين بار نماز گزارد . سپس در كنار پيامبر نشست و دست روى دستش نهاد و گفت : اى پيامبر خدا ! كعب از كردهء خود پشيمان شده است و حالا آمده است كه وفادارى خود را به آيين يكتاپرستى اظهار كند . اگر شخصا به حضور شما برسد ، توبهء او را مىپذيرى ؟ پيامبر فرمود : آرى . وى گفت : من همان كعب بن زهير هستم .
« كعب » براى جبران طعن و توهينهاى گذشته ، قصيدهء شيوايى را كه قبلا در مدح و ثناى رسول خدا سروده بود ، در محضر پيامبر و اصحاب وى در مسجد قرائت كرد . « 1 »
اين قصيدهء نغز ، از بهترين قصايد كعب است و از روزى كه اين قصيده در حضور پيامبر خوانده شده است ، مسلمانان به حفظ و نشر آن عنايت جستند . همچنين از طرف دانشمندان اسلامى شرحهايى بر آن نوشته شده و آن قصيده به صورت « لاميه » است و شمارهء بيتهاى آن 58 است و مطلع آن چنين است :
بانت سعاد فقلبي اليوم متبول * متيّم إثرها لم يفد مكبول
او بسان شاعران دوران جاهليت كه قصايد خود را با خطاب به معشوقه و يا به اطلال و آثار ويران شده آغاز مىكردند ، قصيدهء خود را به ياد « سعاد » - كه مورد علاقه و دختر عموى وى بود - آغاز كرده و مىگويد : « سعاد » از من دور شده و قلب و دل من ، امروز پارهپاره و به دنبال غيبت او خوار و ذليل است و هنوز از بند علاقهء وى آزاد نگرديده و در قيد و بند او باقى است .
تا آنجا كه او در مقام عذرخواهى از كارهاى زشت خود چنين مىگويد :
نبّئت أنّ رسول اللّه أودعني * و العفو عند رسول اللّه مأمون
هامش
( 1 ) . سيرهء حلبى ، ج 3 ، ص 242 .