تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 829

مساهمون:

ص٨٢٩
خصوصى ميان تيره‌ها پديد آمد و حلقهء اتصال آنان جوان سلحشورى به نام « مالك بن عوف نصرى » بود . نتيجهء نشست و برخاست آن‌ها اين شد كه پيش از آن‌كه سپاه اسلام به سراغ آنان بيايد ، خودشان به استقبال ارتش اسلام بروند و پيش از حملهء مسلمانان ، با به كار بردن نيرنگ خاص نظامى ، ضربت مهلكى بر آن‌ها بزنند . آنان از ميان خود جوان سى سالهء بىپروايى را براى فرماندهى انتخاب نمودند . در اين نبرد همهء تيره‌ها به صورت يك واحد ضربتى درآمدند . به دستور فرمانده كل ، همه شركت كنندگان ، زنان و احشام خود را پشت سر قرار دادند . وقتى كه از وى نكتهء اين كار سؤال شد ، گفت : در اين موقع اين افراد براى خاطر حفظ زنان و اموال خود ، با ثبات و پايدارى كامل نبرد خواهند كرد و هرگز فرار و عقب‌نشينى را به مغز خود راه نخواهند داد . « 1 » « دريد بن صمه » كه پيرمردى تجربه ديده و جنگ‌آزموده‌اى بود . وقتى گريه كودكان و فرياد زنان را شنيد ، با « مالك » به مشاجره پرداخت و اين كار را از نظر اصول نظامى مطرود دانست و گفت : نتيجه اين كار اين است كه اگر مغلوب شديد ، همهء زنان و اموال خود را رايگان به ارتش اسلام تسليم كنيد ، ولى « مالك » به سخن اين پيرمرد آزموده گوش نداد و گفت : تو پير شده‌اى و خرد و معلومات نظامى خود را از دست داده‌اى . گذشت زمان اثبات كرد كه حق با اين پيرمرد بود و شركت زنان و كودكان در صحنهء نبرد جز ابتلا و دست و پاگيرى سودى نداشت . پيامبر ، « عبد اللّه اسلمى » را براى كسب اطلاعات از تجهيزات و منويّات و خطّ سير دشمن ، به صورت يك فرد ناشناس به جانب آنان گسيل داشت . او در ميان لشكر دشمن به گردش پرداخت و به جانب پيامبر بازگشت و اطلاعاتى در اختيار پيامبر نهاد . مالك نيز سه نفر جاسوس به سوى مسلمانان روانه ساخت تا اطلاعاتى به دست آورند . هر سه نفر ، با دلى پر از رعب و هراس به جانب « مالك » بازگشتند .
هامش
( 1 ) . واقدى ، المغازى ، ج 3 ، ص 897 .