رئيس قبيله ، « مالك بن نويره » را - كه مرد مسلمانى بود - كشت و به همسر او نيز تجاوز كرد .
آيا با اين پروندهء سياه ، شايسته است او را « سيف اللّه » بخوانيم و او را از افسران ارشد اسلام بدانيم ؟ ! « 1 »
جنگ حنين
شيوهء پيامبر اسلام اين بود كه وقتى نقطهاى را فتح مىكرد ، تا لحظهاى كه خود در آنجا تشريف داشت ، شخصا به كارهاى سياسى منطقه و امور مذهبى مردم رسيدگى مىكرد و هر موقع آنجا را ترك مىگفت ، افراد شايستهاى را براى مناصب گوناگونى تعيين مىفرمود ، زيرا مردم چنين مرز و بومى - كه با نظام كهنه و برچيده شده آشنا بودند - اطلاعاتى از نظام نو كه جايگزين آن شده بود ، نداشتند . از طرفى آيين اسلام ، يك نظامى سياسى و اجتماعى و اخلاقى و دينى است كه قوانين آن از سرچشمهء زلال وحى گرفته شده است و آشنا ساختن مردم با اين اصول و اجراى آن در ميان آنها ، به افراد زبده و تعليم ديده نياز دارد كه با درايت كامل ، مردم را به اصول صحيح اسلام آشنا سازند و سياست اسلام را در ميان مردم اجرا كنند .
وقتى پيامبر تصميم گرفت مكه را به قصد سرزمين تيرههاى « هوازن » و « ثقيف » ترك گويد ، « معاذ بن جبل » را به عنوان معلم دين براى تعليم و ارشاد مردم ، گماشت و ادارهء امور شهر و امامت در مسجد را به « عتّاب بن اسيد » - كه مرد با كفايتى بود - سپرد . پيامبر نيز ، پس از پانزده روز اقامت در مكه رهسپار سرزمين تيرهء هوازن گرديد . « 2 »
هامش
( 1 ) . سرگذشت مالك بن نويره ، در كتابهاى تاريخ در حوادث نخستين سال حكومت ابى بكر به صورت گسترده بيان شده است و ما فشردهء آن را نقل كرديم . « براى احاطه به تاريخ تحليلى اين حادثه ، رجوع كنيد به : النص و الاجتهاد ، ص 61 - 75 » .
( 2 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 137 .