تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥
نريزد و از در جنگ وارد نشود و « عبد الرحمن بن عوف » را معاون وى قرار داد . در دوران جاهليت ، قبيلهء « بنى جذيمه » عموى خالد و پدر عبد الرحمن را هنگام بازگشت از « يمن » كشته و اموال آن‌ها را به غارت برده بودند و « خالد » كينه آنان را در دل داشت . وقتى با جمعيت « بنى جذيمه » روبه‌رو گرديد ، همهء آن‌ها را مسلح و آمادهء دفاع يافت . فرماندهء گردان فرياد كشيد كه اسلحه را به زمين بگذاريد ، زيرا دوران بت‌پرستى سپرى گرديده و « أم القرى » سقوط كرده و همهء مردم تسليم سپاه اسلام شده‌اند . سران قبيله نظر دادند كه اسلحه را تحويل داده و تسليم ارتش اسلام شوند . يك نفر از آن ميان با ذكاوت خاصى دريافت كه فرمانده لشكر سوء قصد دارد و به سران چنين گفت : نتيجهء تسليم ، اسارت و بدنبال آن مرگ است . سرانجام ، نظر سران به مرحلهء اجرا گذاشته شد و سلاح‌ها را به سربازان اسلام تحويل دادند . در اين هنگام ، فرماندهء گردان با كمال ناجوان‌مردى و بر خلاف دستور صريح اسلام ، فرمان داد كه دست‌هاى مردان قبيله را از پشت ببندند و همه را بازداشت كنند . سپس سحرگاهان گروهى از آنان به فرمان خالد اعدام و دسته‌اى آزاد شدند . وقتى خبر جنايت هول‌انگيز « خالد » به گوش پيامبر رسيد ، سخت ناراحت شد . فورا به على عليه السّلام مأموريت داد كه به ميان قبيلهء مزبور برود و خسارت جنگ و خون‌بهاى افراد را بپردازد . على در اجراى دستور پيامبر به قدرى دقت به خرج داد كه حتى قيمت ظرف چوبى را كه سگان قبيله در آن آب مىخوردند و در برخورد خالد شكسته بود ، پرداخت . سپس همهء سران مصيبت‌زده را خواست و گفت : آيا تمام خسارات جنگ و خون‌بهاى افراد بىگناه به طور دقيق پرداخت شد ؟ همگى گفتند : بلى . سپس على عليه السّلام به خاطر اينكه امكان داشت ضررهايى بر آن‌ها وارد شده باشد از آن‌كه آنان آگاهى نداشته باشند ، مبلغى اضافى پرداخت و به مكه بازگشت و گزارش كار خود را به پيامبر داد . پيامبر عمل وى را تحسين كرد و سپس برخاست و رو به قبله ايستاد و دست‌هاى خود را بالا برد و با حالت استغاثه گفت :
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 825 | الشيخ جعفر السبحاني