شمرد . وى از ترس مجازات تصميم گرفت كه از طريق دريا از حجاز خارج شود ، به خصوص كه اطلاع يافته بود كه او نيز جزء همان ليست ده نفرى است .
« عمير بن وهب » از محضر پيامبر درخواست كرد كه از تقصير او درگذرد . پيامبر شفاعت او را نيز پذيرفت و عمامهء خود را كه با آن وارد مكه شده بود ، به نشانهء امان به وى داد . او با آن نشانه وارد جده شد و صفوان را همراه خود به مكه آورد . وقتى چشم پيامبر به بزرگترين جانيان زمان افتاد با كمال بزرگوارى گفت : جان و مال تو محترم است ، ولى خوب است كه به آيين اسلام مشرف شوى . وى دو ماه مهلت خواست كه در خصوص آيين اسلام فكر كند . پيامبر فرمود : من به جاى دو ماه چهار ماه به تو مهلت مىدهم كه با كمال بصيرت ، اين آيين را انتخاب كنى . هنوز چهار ماه نگذشته بود كه وى اسلام آورد . « 1 »
بررسى اجمالى اين رويداد ، از يك حقيقت قطعى اسلام - كه خاورشناسان مغرض سرسختانه با آن مخالفت ميكنند - پرده برمىدارد . سران شرك در اختيار آيين اسلام كمال آزادى داشتند و نه تنها اجبار و ارعابى در كار نبوده بلكه سعى مىشده كه پذيرفتن يكتا آيين آسمانى از طريق تدبر و بررسى صحيح صورت بگيرد . در اينجا پيش از بيان حوادث چشمگير و آموزنده فتح مكه به دو حادثهء جالب اشاره مىكنيم :
زنان مكه با پيامبر بيعت مىكنند
پس از بيعت « عقبه » « 2 » پيامبر براى اولين بار به طور رسمى از زنان براى انجام وظايف زير بيعت گرفت :
1 . براى خدا شريك قرار ندهند ؛
2 . خيانت نكنند ؛
3 . گرد فحشا نگردند ؛
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 417 .
( 2 ) . در بيعت « عقبه » ، كه قبل از هجرت انجام گرفته بود ؛ در ميان هفتاد و اندى كه با پيامبر بيعت نمودند سه زن بودند .