صادر شد ؛ البته فرمان آماده باش به كليه مسلمانان مدينه و حوالى آن قبلا داده شده بود .
روزى كه پيامبر از « مدينه » خارج شد ، مردى به نام « ابو رهم » غفارى را نمايندهء خود در مدينه قرار داد و در نزديكى مدينه از سپاه خود سان ديد . وقتى حضرتش ، كمى از مدينه فاصله گرفت ، در محلى به نام « كديد » آبى خواست و روزه خود را افطار كرد و به همه دستور داد كه افطار كنند . گروه زيادى افطار كردند ، ولى عدهء كمى تصور كردند كه اگر روزه بگيرند و با دهن روزه جهاد كنند ، پاداش آنها افزونتر خواهد بود .
از اين نظر از شكستن روزه خوددارى نمودند .
اين افراد سادهلوح ، تصور نكردند پيامبرى كه دستور روزه در ماه رمضان را داده ، همان پيامبر نيز دستور افطار داده است . اگر او رهبر سعادت و راهنماى حق است در هر دو حالت و در هر دو فرمان ، خواهان سعادت و نيك فرجامى مردم بوده و در دستورهايش تبعيض نيست . پيامبر از امتناع اين دسته ناراحت شد و فرمود : آنان گروه گناهكار و سركشاند . « 1 »
يك چنين سبقت و پيشگيرى بر پيامبر ، يك نوع انحراف از حق و حاكى از عدم ايمان كامل اين عده به پيامبر و شريعت او است .
از اينرو قرآن چنين افرادى را ملامت كرده و مىگويد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تُقَدِّمُوا بَيْنَ يَدَيِ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ
« 2 » ؛ اى افراد با ايمان ! بر خدا و پيامبر او سبقت نگيريد .
عباس بن عبد المطلب ، از مسلمانان مقيم مكه بود كه به دستور پيامبر در آن اقامت گزيده بود و پيامبر را از تصميمات قريش آگاه مىساخت . وى پس از جنگ « خيبر » تظاهر به اسلام مىكرد ، ولى روابط او با سران قريش محفوظ بود . او تصميم گرفت كه به عنوان يكى از آخرين خانوادههاى مسلمان ، مكه را ترك گويد و در مدينه سكنا گزيند . در همان روزهايى كه پيامبر عازم مكه بود ، وى به سمت مدينه حركت كرده و
هامش
( 1 ) . وسائل الشيعة ، ج 7 ، ص 124 و سيره حلبى ، ج 3 ، ص 90 .
( 2 ) . حجرات ( 49 ) آيه 1 .