تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 790

مساهمون:

ص٧٩٠
كافرى و من نخواستم مردى كافر و پليد روى بستر پاك پيامبر بنشيند . اين منطق دختر مردى است كه بيست سال تمام ، بر ضد اسلام شورش‌هايى را رهبرى كرده و كشتارهايى را به راه انداخته است ولى از آنجا كه اين بانوى گرامى در مهد اسلام و مكتب توحيد پرورش يافته ، علايق دينى آنچنان در او قوى و نيرومند بود كه على رغم تمام تمايلات باطنى ، عواطف پدرى و فرزندى را محكوم عاطفهء مذهبى خود ساخت . ابو سفيان از كردار دختر خود - يگانه پناهگاه او در مدينه بود - سخت ناراحت شد و خانهء دخترش را ترك گفت و خدمت پيامبر رسيد و با او دربارهء تمديد پيمان و تحكيم آن سخن گفت ، ولى با سكوت پيامبر اسلام - كه حاكى از بىاعتنايى او بود - روبه‌رو شد . ابو سفيان با تنى چند از ياران پيامبر تماس گرفت تا از طريق آنان بتواند بار ديگر با پيامبر تماس بگيرد و به هدف خود نائل آيد ، ولى اين تماس‌ها سودى نبخشيد . در پايان كار ، به خانه امير مؤمنان على عليه السّلام رفت و به او چنين گفت : نزديك‌ترين فرد به من در اين شهر شما هستى ، زيرا پيوند نزديكى از نظر نسب با من دارى ؛ تقاضا دارم كه دربارهء من پيش پيامبر شفاعت كنى . على در پاسخ وى گفت : ما هرگز در تصميمى كه پيامبر مىگيرد ، مداخله نمىكنيم . او از على مأيوس شد ، ناگهان متوجهء همسر على دختر پيامبر ، حضرت زهرا عليها السلام شد ديد كه نور ديدگان وى ( حسنين ) در برابر او مشغول بازى هستند . وى براى تحريك عواطف حضرت زهرا عليها السلام به او چنين گفت : اى دختر پيامبر ! ممكن است به فرزندانت دستور دهى كه مردم مكه را پناه دهند و تا زمين و زمان باقى است ، سرور عرب گردند ؟ زهرا عليها السلام كه از اغراض ناپاك ابو سفيان آگاه بود ، فورا در پاسخ گفت : اين كار مربوط به پيامبر است و فرزندان من فعلا چنين موقعيتى را ندارند . او بار ديگر رو به على عليه السّلام كرد و گفت : على جان ! مرا در اين كار راهنمايى كن . على فرمود : راهى به نظر من نمىرسد ، جز اينكه به مسجد به روى و مسلمانان را امان دهى .
فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 790 | الشيخ جعفر السبحاني