تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 788

مساهمون:

ص٧٨٨
ترك گفته و به مكه - كه سرزمين « امنى » براى عرب به شمار مىرفت - پناه بردند . آوارگانى كه به مكه آمده بودند به خانهء « بديل بن ورقاع » « 1 » رفته ، سرگذشت جان‌گداز قبيله خويش را تشريح كردند . ستم ديدگان « خزاعه » براى اين كه نداى مظلوميت خود را به گوش پيامبر برسانند ، رئيس قبيلهء خود « عمرو سالم » را خدمت پيامبر فرستادند . او وارد مدينه شد و يكسره به مسجد آمد و در ميان مردم ايستاد . اشعار جان‌سوزى را كه حاكى از مظلوميت و استغاثهء قبيلهء « خزاعه » بود ، با آهنگ خاصى قرائت كرد و پيامبر را به احترام آن پيمانى كه با قبيلهء « خزاعه » بسته بود ، سوگند داد و او را دعوت به كمك و گرفتن خون مظلومان كرد و در پايان اشعار خود ، چنين گفت :
هم بيّتونا بالوتير هجّدا « 2 » * و قتلونا ركّعا و سجّدا
اى پيامبر خدا ! مشركان قريش ، امضا كنندگان متاركهء جنگ به مدت ده سال ، نيمه شب در حالى كه گروهى از ما در كنار آب « وتير » خواب بوديم و دسته‌اى در دل شب در حال پرستش و ركوع و سجود بودند ، بر سر اين جمعيت بىپناه غير مسلح ريخته ، آن‌ها را قتل عام كردند . اين شاعر جمله زير را به منظور تحريك عواطف و روح سلحشورى مسلمانان ، زياد تكرار مىكرد و مىگفت : « قتلنا و قد اسلمنا ؛ در حالى كه مسلمان بوديم ، قتل عامل شديم . » اشعار عاطفى و تحريك‌آميز رئيس قبيله ، كار خود را كرد . پيامبر در برابر انبوهى از مسلمانان رو به « عمرو » كرد و گفت : « نصرت يا عمرو سالم ؛ اى عمرو تو را كمك خواهم كرد » اين وعدهء قطعى ، آرامش عجيبى به « عمرو » بخشيد ، زيرا او يقين كرد كه پيامبر در اين نزديكى انتقام قبيلهء خزاعه را از قريش كه مسبب واقعى جريان بودند
هامش
( 1 ) . بديل ، يكى از شخصيت‌هاى بزرگ و سال‌خوردهء قبيله خزاعه بود كه در مكه زندگى مىكرد و در آن روز 97 سال داشت . « امالى طوسى ، ص 239 » . ( 2 ) . « وتير » ، آب‌گاهى در پايين « مكه » براى قبيله « خزاعه » بود . و « هجّد » ، جمع « هاجد » به معناى خفته‌ها و گاهى به معناى « بيدارها » نيز به كار مىرود ، و در حقيقت كلمه از « اضداد » است .