تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 769

مساهمون:

ص٧٦٩
سپس دستور حركت صادر شد و خود پيامبر آن‌ها را با گروهى از مسلمانان تا « ثنية الوداع » مشايعت كرد ، در آنجا مشايعت كنندگان سربازان را وداع كرده ، به رسم سابق گفتند : دفع اللّه عنكم و ردّكم سالمين غانمين ؛ خدا شرّ دشمن را از شما بازگرداند و صحيح و سالم و با غنايم جنگى بازگرديد ولى ابن رواحه كه معاون دوم و يا فرمانده سوم نيرو بود ، در پاسخ آنان ، اين شعر را خواند :
لكنّني أسأل الرحمن مغفرة * و ضربة ذات قرع تقذف الزبدا « 1 »
- من از خدا آمرزش مىخواهم و ضربه‌هاى شكننده كه كف‌هاى خون از آن بيرون بريزد . اين جمله بيانگر اندازهء قدرت ايمان و علاقه اين فرمانده به شهادت در راه خدا است . در اين حالت ديدند اين فرماندهء شجاع مىگريد . علت گريه را پرسيدند . او چنين گفت : من هرگز علاقه‌اى به دنيا ندارم ، ولى شنيدم پيامبر اكرم آيه زير را مىخواند :
وَ إِنْ مِنْكُمْ إِلَّا وارِدُها كانَ عَلى رَبِّكَ حَتْماً مَقْضِيًّا
« 2 » ؛ قضاى حتمى الهى بر اين است كه همگى وارد دوزخ شويد و افراد صالح از آنجا به بهشت روانه شوند . آن‌گاه ورود من به دوزخ قطعى است ، ولى سرانجام ورودم روشن نيست كه پس از ورود چگونه خواهد بود . « 3 »

اختلاف دربارهء فرمانده يكم

برخى از سيره‌نويسان مىنويسند : فرمانده اول زيد بن حارثه ، پسرخواندهء پيامبر
هامش
( 1 ) . و در شعر دوم چنين مىگويد :حتى يقال إذا مرّوا على جسدي * أرشده اللّه من غاز و قد رشدايعنى وقتى ديگران قبر و يا نعش به خون آغشته مرا ببينند ، سربازى و جانبازى مرا تحسين نموده و در حق من دعا كنند . « بحار الانوار ، ج 21 ، ص 60 و الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 128 » . ( 2 ) . مريم ( 19 ) آيه 71 . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 374 .