تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 767

مساهمون:

ص٧٦٧
جنوب ، اسلام و مسلمانان را تهديد نمىكرد ؛ پيامبر به فكر افتاد كه فشار دعوت خود را متوجه مرزنشينان شام كند و قلوب مردمى را كه در آن روزها زير سلطه قيصر روم به سر مىبردند به آيين اسلام متمايل سازد . براى همين منظور ، « حارث بن عمير » ازدى را با نامه‌اى روانهء دربار فرمانرواى شام كرد . فرمانرواى مطلق شامات در آن روز ، « حارث بن ابى شمر » غسانى بود كه به دست‌نشاندگى از طرف قيصر ، در آنجا حكومت مىكرد . وقتى سفير پيامبر وارد شهرهاى مرزى شام گرديد ، « شرحبيل » كه فرمان‌دار سرزمين‌هاى مرزى بود ، از ورود سفير آگاه شد و او را در دهكدهء « موته » دست‌گير كرد پس از بازجويى كاملى كه از سفير پيامبر به عمل آمد ، وى اقرار كرد كه حامل نامه‌اى است از جانب پيامبر اسلام به فرمانرواى مطلق شامات ، يعنى « حارث غسانى » . فرماندار بر خلاف تمام اصول انسانى و جهانى - كه جان و خون سفير در تمام نقاط جهان محترم است - دستور داد دست و پايش را بسته و او را كشتند . پيامبر از جنايت « شرحبيل » آگاه شد و از كشته شدن سفير سخت ناراحت شد و مسلمانان را از اين اعمال ناجوان‌مردانه آگاه ساخت . از اين رو سربازان خود را براى گرفتن انتقام از اين زمامدار خودسر - كه سفير اسلام را كشته بود - دعوت كرد .

حادثه جانگدازتر

مقارن اين جريان ، حادثهء جان‌گدازترى رخ داد . اين حادثه ، تصميم پيامبر را براى ادب كردن مرزنشينان شام كه آزادى تبليغ را از مبلغان اسلام سلب نموده و ناجوان‌مردانه سفير پيامبر و سپاه تبليغ او را كشته بودند - جدىتر ساخت . در ماه ربيع سال هشتم ، « كعب بن عمير غفارى » از طرف پيامبر مأموريت يافت كه با پانزده نفر كه همگى به سلاح تبليغ مجهز بودند به سرزمين « ذات اطلاح » كه در پشت « وادى القرى » قرار دارد ، روانه شوند و اهالى آنجا را به آيين يكتاپرستى و رسالت دعوت كنند . سپاه تبليغ در آن محل فرود آمدند و با منطق نيرومند و محكم اسلام ، آنان را به يكتاپرستى دعوت كردند . ناگهان مردم مخالفت شديدى با آنان كرده