سرزمين حرم را ترك گفتند .
ميمونه ، خواهر « امّ الفضل » همسر « عباس » كه تحت تأثير احساسات شورانگيز مسلمانان قرار گرفته بود ، به شوهر خواهر خود « عباس » عموى پيامبر پيغام داد كه حاضر است به طور افتخارى با پيامبر اسلام ازدواج كند . پيامبر با پيشنهاد وى موافقت كرد و از اين طريق پيوند خود را با قريش مستحكمتر ساخت . تمايل يك دختر به مردى كه با او فاصله سنى زياد داشت ، خود گواه روشن بر نفوذ معنوى وى است . حتى پيامبر از نمايندهء قريش خواست كه مهلت دهد تا مراسم عروسى در مكه برگزار گردد و در وليمهء شب زفاف ، كليهء سران مكه شركت جويند ، ولى نماينده قريش اين درخواست را رد كرد و گفت : ما را نيازى به غذاى شما نيست .
پيامبر دستور داد كه مسلمانان نيمه روز ، از مكه بيرون آيند و براى بعد از ظهر كسى در آنجا نماند . فقط « ابو رافع » غلام خود را مأمور كرد كه در آنجا توقف كند و هنگام غروب همسر پيامبر را همراه بياورد . « 1 »
دشمنان پيامبر پس از خروج مسلمانان ، « ميمونه » را سرزنش كردند ، ولى سخنان آنان در روحيهء وى كه از روى علاقه معنوى به پيامبر گرويده و پيشنهاد ازدواج داده بود ، اثر نگذاشت . بدين وسيله وعدهاى كه پيامبر از يك سال پيش از راه رؤياى صادقهء خود ، از زيارت كعبه و بازشدن درهاى مكه به روى مسلمانان داده بود ، تحقق پذيرفت و آيهء 27 سورهء فتح « 2 » براى تحقق يافتن اين وعده نازل گرديد . در آن آيه ، از فتح نزديك كه همان فتح مكه است - كه در سال هشتم هجرت تحقق پذيرفت - گزارش داد .
هامش
( 1 ) . سيره ابن هشام ، ج 3 ، ص 12 - 14 و تاريخ الخميس ، ج 2 ، ص 62 - 65 .
( 2 ) .لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسُولَهُ الرُّؤْيا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ إِنْ شاءَ اللَّهُ آمِنِينَ مُحَلِّقِينَ رُؤُسَكُمْ وَ مُقَصِّرِينَ لا تَخافُونَ فَعَلِمَ ما لَمْ تَعْلَمُوا فَجَعَلَ مِنْ دُونِ ذلِكَ فَتْحاً قَرِيباً.