بود و اسامى 93 نفر از آنها در تاريخ ضبط شده است . « 1 »
گذشت در هنگام پيروزى
مردان الهى و جوانمردان بزرگ جهان ، به هنگام فتح و پيروزى ، با دشمن ناتوان و رنجور ، با كمال لطف و محبت معامله مىكنند اغماض و گذشت آنان بر سر دشمن ، سايه مىافكند و از لحظهاى كه دشمن تسليم مىشود ، از در عطوفت وارد شده ، انتقامجويى و كينهتوزى را كنار مىگذارند .
پيشواى بزرگ مسلمانان پس از فتح خيبر ، بالهاى عطوفت خود را بر سر مردم خيبر گشود ( مردمى كه با صرف هزينههاى زياد ، اعراب بتپرست را بر ضد او شورانيده و مدينه را مورد تهاجم و در آستانه سقوط قرار داده بودند ) و تقاضاى يهوديان خيبر را پذيرفت ؛ مبنى بر اينكه آنان در سرزمين خيبر سكنا گزينند و اراضى و نخلهاى خيبر در اختيارشان باشد و نيمى از درآمد را به مسلمانان بپردازند « 2 » حتى به نقل ابن هشام « 3 » ، مطلب ياد شده را خود پيامبر پيشنهاد كرد و دست يهود را در امور كشاورزى و غرس نهال و پرورش درختان بازگذاشت .
پيامبر مىتوانست خون همهء آنها را بريزد و يا آنان را از سرزمين خيبر براند و يا مجبورشان سازد كه آيين اسلام را بپذيرند ، امّا بر خلاف پندار عدهاى خاورشناس مغرض و سربازان علمى استعمار كه تصور مىكنند : « آيين اسلام ، آيين زور و شمشير است و مسلمانان به زور سرنيزه ملل مغلوب را وادار كردند كه آيين اسلام را بپذيرند » هرگز چنين كارى نكرد ، بلكه آنان را در اقامهء شعارهاى دينى خود ، اصول و فروع مذهب خويش آزاد گذاشت .
اگر پيامبر با يهود خيبر نبرد كرد ، از اين نظر بود كه خيبر و ساكنان آن ، كانون
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 21 ، ص 32 .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 331 .
( 3 ) . همان ، ص 356 .