حبسهاى طولانى محكوم مىكردند . « 1 »
اين سوء قصد كه از طرف يك زن يهودى صورت گرفت ، بسيارى از ياران پيامبر را به « صفيه » يهودى - كه در شمار زنان پيامبر درآمده بود - بدگمان ساخت . آنان چنين مىپنداشتند كه وى ممكن است شبانه به جان پيامبر آسيب برساند . از اين رو ابو ايوب انصارى در خيبر و در طول راه ، حفاظت خيمه پيامبر را بر عهده داشت و خود پيامبر از اين دلسوزى آگاه نبود .
بامدادان كه پيامبر از خيمه بيرون آمد ، ابو ايوب را ديد كه با شمشير كشيده دور خيمه قدم مىزند . علت را پرسيد . او گفت : هنوز آثار عصبيت و كفر از دل اين زن « صفيه » كه اكنون در شمار همسران شما است بيرون نرفته و از سوء قصد او مطمئن نبودم . به همين دليل شب را تا به صبح گرد اين خيمه قدم مىزدم كه از جان شما محافظت كنم . پيامبر از عواطف دوست ديرينهء خود خوشحال شد و در حقّ وى دعا كرد . « 2 »
2 . نمونهء ديگر از جفا و ستم يهود در برابر محبتهاى بزرگ پيامبر اين است كه در يكى از سالها « عبد اللّه بن سهل » از طرف پيامبر مأموريت يافت كه محصول خيبر را به مدينه انتقال دهد . وى موقعى كه انجام وظيفه مىكرد دستهء ناشناسى از يهود به او حملهور شد . در اين حمله گردن وى ، سخت آسيب ديد و با گردن شكسته به روى زمين افتاد و جان سپرد . دستهء مهاجم جسد او را در ميان چشمهاى افكندند ، سران قوم يهود عدهاى را خدمت پيامبر فرستادند و او را از مرگ مرموز نمايندهاش آگاه ساختند . برادر مقتول « عبد الرحمن بن سهل » با پسر عموهاى خود خدمت پيامبر رسيدند و جريان را به عرض وى رسانيدند . برادر مقتول خواست آغاز به سخن
هامش
( 1 ) . معروف اين است كه پيامبر در كسالت وفات خود مىفرمود : اين بيمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن يهودى پس از فتح براى من آورد . اگر چه اولين لقمه را بيرون انداخت ، ولى آن زهر خطرناك با آب دهان پيامبر كمى مخلوط شد و روى دستگاههاى بدن آن حضرت اثر خود را گذارد .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 339 و بحار الانوار ، ج 21 ، ص 33 .