جانبازى عجيبى از خود نشان مىدادند . « 1 »
شوراى نظامى تصويب كرد كه پس از فتح دژ « ناعم » سربازان متوجه قلعه « قموص » شوند ، رياست آن با فرزندان « ابى الحقيق » بود . اين قلعه با فداكارى سربازان اسلام گشوده شد و « صفيّه » ، دختر « حيىّ بن اخطب » كه بعدها در رديف زنان پيامبر قرار گرفت ، اسير شد .
اين دو پيروزى بزرگ روحيه سربازان اسلام را تقويت كرد و رعب و وحشت بر قلوب يهوديان مستولى گشت ، ولى مسلمانان از نظر مواد غذايى در مضيقهء عجيبى قرار گرفته بودند ، به طورى كه براى رفع گرسنگى ، از گوشت برخى از حيوانات كه خوردن گوشت آنها مكروه است استفاده مىكردند و دژى كه مواد غذايى فراوانى در آنجا بود ، هنوز به دست مسلمانان نيفتاده بود .
پرهيزكارى در عين گرفتارى
در اين حالت كه گرسنگى شديد بر مسلمانان مستولى شده بود و آنان با خوردن گوشت حيواناتى كه خوردنشان مكروه است ، گرسنگى را بر طرف مىكردند ؛ چوپان سياهچهرهاى كه براى يهوديان گلهدارى مىكرد ، حضور پيامبر شرفياب شد و درخواست كرد كه حقيقت اسلام را بر او عرضه بدارد . او در همان جلسه بر اثر سخنان نافذ پيامبر ايمان آورد و گفت : اين گوسفندان همگى در دست من امانت است و اكنون كه رابطهء من با صاحبان گوسفندان بريده شد ، تكليف من چيست ؟
پيامبر در برابر ديدگان صدها سرباز گرسنه ، با كمال صراحت فرمود :
در آيين ما خيانت به امانت يكى از بزرگترين جرمها است . بر تو لازم است همه گوسفندان را تا در قلعه ببرى و همه را به دست صاحبانشان برسانى .
او دستور پيامبر را اطاعت كرد و بلافاصله در جنگ شركت كرد و در راه اسلام جام
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 342 .