تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فروغ ابديت تجزيه و تحليل كاملى از زندگى پيامبر اكرم ( ص ) ( فارسي ) — صفحة 726

مساهمون:

ص٧٢٦
بود : ناعم ، قموص ، كتيبه ، نسطاة ، شق ، وطيح و سلالم . برخى از اين دژها گاهى به يكى از سران آن دژ منصوب مىشد ؛ مثلا مىگفتند : دژ « محرب » و . . . همچنين براى حفاظت و كنترل اخبار خارج دژ در كنار هر دژى برج مراقبت ساخته شده بود تا نگهبانان برج‌ها ، جريان خارج قلعه را به داخل گزارش دهند و طرز ساختن برج و دژ طورى بود كه ساكنانشان بر بيرون قلعه كاملا مسلط بودند و با منجنيق و غيره مىتوانستند دشمن را سنگ باران كنند . « 1 » در ميان اين جمعيت بيست هزار نفرى ، دو هزار مرد جنگى و دلاور بود كه فكر آن‌ها از نظر آب و ذخاير غذايى كاملا آسوده بود و در انبارها ، ذخاير زيادى داشتند . اين دژها آنچنان محكم و آهنين بودند كه سوراخ كردنشان امكان نداشت و كسانى كه مىخواستند خود را به نزديكى دژ برسانند ، با پرتاب سنگ مجروح و يا كشته مىشدند . اين دژها سنگرهاى محكمى براى جنگاوران يهود به شمار مىرفت . مسلمانان كه در برابر چنين دشمن مجهز و نيرومندى قرار گرفته بودند ، بايد در تسخير اين دژها از هنرنمايى نظامى و تاكتيك‌هاى جنگى حد اكثر استفاده را بكنند . نخستين كارى كه انجام گرفت ، اين بود كه سربازان اسلام شبانه تمام نقاط حساس و راه‌ها را اشغال كردند . اين كار به قدرى مخفيانه و سريع انجام گرفت كه نگهبانان برج‌ها نيز از اين كار آگاهى نيافتند . صبحگاهان كه كشاورزان « خيبر » با لوازم كشاورزى از قلعه‌ها بيرون آمدند ، چشم‌هايشان به سربازان دلير و مجاهد اسلام افتاد كه در پرتو قدرت ايمان و بازوان نيرومند و سلاح‌هاى برنده ، تمام راه‌ها را به روى آنان بسته‌اند كه اگر قدمى فراتر بگذارند ، به سرعت دست‌گير خواهند شد . اين منظره آنچنان آن‌ها را مرعوب ساخت كه بىاختيار پا به فرار گذاشتند و همگى گفتند : محمد با سربازانش اينجاست ، بىدرنگ درهاى دژها را بستند و در داخل قلعه‌ها شوراى جنگى تشكيل شد . وقتى چشم پيامبر به لوازم تخريبى ، مانند بيل و كلنگ
هامش
( 1 ) . سيرهء حلبى ، ج 3 ، ص 38 .